تبليغاتX
恋人عاشقتر از من چه کسی恋人
新闻نبض خبرهای دنیا新闻
2009/11/8 :: 19:1 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا
ناصر خسرو قبادیانی بسوی باختر ایران روان بود . شبی میهمان شبانی شد در روستای کوچکی در نزدیکی سنندج ، نیمه های شب صدای فریاد و ناله شنید برخاست و از خانه بیرون آمد صدای فریاد و ناله های دلخراش و سوزناک از بالای کوه به گوش می رسید . مبهوت فریاد ها و ناله ها بود که شبان دست بر شانه اش گذاشت و گفت : این صداها از آن مردیست که همسر و فرزند خویش را از دست داده ، این مرد پس از چندی جستجو در غاری بر فراز کوه ماندگار شد هر از گاهی شبها ناله هایش را می شنویم . چون در بین ما نیست همین فریاد ها به ما می گوید که هنوز زنده است و از این روی خوشحال می شویم . که نفس می کشد . ناصر خسرو گفت می خواهم به پیش آن مرد روم . مرد گفت بگذار مشعلی بیاورم و او را از شیار کوه بالا برد . ناصر خسرو در آستانه غاری ژرف و در زیر نور مهتاب مردی را دید که بر تخته سنگی نشسته و با دو دست خویش صورتش را پنهان نموده بود .
مرد به آن دو گفت از جان من چه می خواهید ؟ بگذارید با درد خود بسوزم و بسازم .
ناصر خسرو گفت : من عاشقم این عشق مرا به سفری طول دراز فرا خوانده ، اگر عاشقی همراه من شو . چون در سفر گمشده خویش را باز یابی . دیدن آدمهای جدید و زندگی های گوناگون تو را دگرگون خواهد ساخت . در غیر اینصورت این غار و این کوهستان پیشاپیش قبرستان تو و خاطراتت خواهد بود . چون پگاه خورشید آسمان را روشن کند براه خواهم افتاد اگر خواستی به خانه شبان بیا تا با هم رویم .
چون صبح شد آن مرد همراه ناصرخسرو عازم سفر بود . سالها بعد آن مرد همراه با همسری دیگر و دو کودک به دیار خویش باز گشت در حالی که لبخندی دلنشین بر لب داشت .
اندیشمند یگانه سرزمینمان ارد بزرگ می گوید :
“سنگینی یادهای سیاه را
با تنهایی دو چندان می کنی …
به میان آدمیان رو و در شادمانی آنها سهیم شو
لبخند آدمیان اندیشه های سیاه را کمرنگ و دلت را گرم خواهد نمود . ”
شوریدگان همواره در سفر هستند و چون خواسته خویش یافتند همانجا کاشانه ایی بسازند ، و چون دلتنگ شوند به دیار آغازین خویش باز گردند…
+ نوشته شده در تاریخ 2009/11/8 ساعت 19:1 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/10/28 :: 9:37 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

یک عکاس اسپانیایی با استعداد با الهام کرفتن از تنوع مناظر شهری و دریایی تصاویر زیبایی خلق کرده است.این استاد اسپانیایی در این عکسها به جزئیات زیاد اهمیت داده و عمق روانشناسی را در این عکسها بکار برده است.امیدوارم لذت ببرید

+ نوشته شده در تاریخ 2009/10/28 ساعت 9:37 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/10/27 :: 8:27 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

سنت برنادت سوبیرو در 'آواز برنادت' (1943)

 

+ نوشته شده در تاریخ 2009/10/27 ساعت 8:27 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/10/26 :: 14:31 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

 

+ نوشته شده در تاریخ 2009/10/26 ساعت 14:31 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/10/22 :: 10:21 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

         

+ نوشته شده در تاریخ 2009/10/22 ساعت 10:21 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/10/17 :: 8:49 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا
 

داستان کوتاه "ادکلن زهرآگین" نوشته‌ی جهانگیر هدایت، نویسنده‌ی ساکن ایران، به موضوع نویی در ادب فارسی می‌پردازد. به رابطه‌ی جنسی یک مرد با دختری که در حین رابطه با او دوست مرد می‌گیرد، نامزد می‌کند، ازدواج می‌کند و باز هم به رابطه‌اش با معشوق ادامه می‌دهد.

چکیده‌ی داستان.........

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در تاریخ 2009/10/17 ساعت 8:49 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/10/16 :: 1:37 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

 

با من بیاییید...

 

 من می خواهم به شما یک اسمان درخشان نشان بدهم.

خوب نگاه کنید حتی اگر برای اولین بار نباشد.

چه میبینید؟چه احساسی دارید؟

این عمق و بی نهایت جهان همان درون خود شماست...

 

+ نوشته شده در تاریخ 2009/10/16 ساعت 1:37 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/10/3 :: 10:13 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

 

پاییز با تغییرات نامحسوس در نور و اسمان ابی و روزهای کوتاه و شبهای بلند اغاز میشود .فصلی با ناپدید شدن پرندگان مهاجر و برداشت محصولات زراعی.

+ نوشته شده در تاریخ 2009/10/3 ساعت 10:13 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/9/24 :: 18:17 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

نام علمی باسن، عضلات سرینی بزرگ می باشد. این عضلات همان عضلات گرد بالای مفصل ران است که در همه حرکات پاها شرکت دارند.
عضلات باسن از عضلات مختلفی تشکیل شده است که عضلات سرینی خوانده می شوند که قوی ترین آنها عضله سریتی بزرگ است. همین عضله است که برای ساختن یک باسن سفت و شکل گرفته باید روی آن کار کنیم.


کار کردن روی عضله باسن......

+ نوشته شده در تاریخ 2009/9/24 ساعت 18:17 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/9/21 :: 4:41 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

یک بالش خوب نه تنها باید راحت باشد بلکه باید برای گردن و پشت شما نیز کاملاً مناسب باشد. یک بالش خوب نه تنها باید راحت باشد بلکه باید برای گردن و پشت شما نیز کاملاً مناسب باشد. انتخاب مناسب ممکن است وقت گیر باشد اما اگر بتوانید تصمیم بگیرید که به یک بالش نرم، معمولی یا سفت نیاز دارید دیگر کارتان راحت خواهد بود. قبل از تهیه بالش به این نکات دقت کنید......

+ نوشته شده در تاریخ 2009/9/21 ساعت 4:41 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/9/15 :: 6:27 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

+ نوشته شده در تاریخ 2009/9/15 ساعت 6:27 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/9/2 :: 8:24 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

ديدگاه هاي متفاوت و گاه متضاد درباره زندگي، خوشبختي و عوامل سعادت و بهروزي، به گونه اي است که پاره اي از آنها تعجب آفرين، برخي حيرت افزا خواهد بود. از اين رو انبوه بي شماري از انسان هاي حقيقت جو که به دنبال واقعيت ناب مفاهيم و معارف هستند، سرگردان و حيران گشته و گاه سرخورده و اندوهگين مي شوند. به طور مثال؛ «شکسپير»، تمام جهان را صحنه نمايش مي داند و تمامي مردان و زنان تنها بازيکنان پرده هاي مختلف، که نقش خوشبختي يا بدبختي را ايفا مي کنند. او هستي را داراي ورودي ها و خروجي هاي خاص خود مي داند و انسان ها را صاحبان نقش هاي فراوان مي بيند. «ويکتور هوگو» معتقد است: «خوشبخت کسي است که به يکي از دو چيز دسترسي دارد:......

+ نوشته شده در تاریخ 2009/9/2 ساعت 8:24 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/9/1 :: 10:33 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

+ نوشته شده در تاریخ 2009/9/1 ساعت 10:33 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/8/28 :: 20:50 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

ماداگاسکار

طلوع افتاب را در امتداد خیابان نشان میدهد و درختان قد بلند در منطقه Menabe  تبدیل به یک اثر تاریخی شده است ....

 

+ نوشته شده در تاریخ 2009/8/28 ساعت 20:50 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/8/24 :: 13:19 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است.
هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.

سلامتی:
1- آب فراوان بنوشید.
2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.
3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.
4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).
5- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید.
6- بیشتر بازی کنید.
7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
9- 7 ساعت بخوابید.
10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

شخصیت:
11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.
12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.
13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.
14- خیلی خود را جدی نگیرید.
15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.
16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.
17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.
19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.
20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.
21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.
22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.
23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.
24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.

جامعه:
25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.
26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.
27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.
28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.
29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.
30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.
31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

زندگی:
32- کارهای مثبت انجام دهید.
33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.
34- خداوند درمان‌گر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)
35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.
36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید..
37- حتی بهترین هم می‌آید.
38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از خداوند تشکر کنید.
39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین:
40- لطفا این موارد را به هر کسی که دوست دارید، بفرستید
راستی هچکس نمی تواند سرنوشت ما را جز خودمان رقم بزند، پس اگر من تو و او بیائیم حتما از صندوق اسم کسی بیرون می آید که می اندیشد و به عزت ایرانی می اندیشد.

 

+ نوشته شده در تاریخ 2009/8/24 ساعت 13:19 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/8/21 :: 20:14 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

+ نوشته شده در تاریخ 2009/8/21 ساعت 20:14 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/8/20 :: 11:2 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

 خـرگـوشـی وسـط جاده نشسته بود و اتومبیلی داشت به طرف ش می‌آمد. خرگوش تصمیم به فرار گرفت. ابتدا به قصد ‌پریدن به طرف راست جاده، جهت‌گیری کرد ولی بعد پشیمان شد و گفت سمت راست جاده دره است، بهتر است به ‌سمت چپ فرار کنم؛ تمام نیروی خودش را به طرف چپ جاده سوق داد ولی باز هم با خودش گفت که سمت چپ ‌هم خیلی دور است و تا آن زمان اتومبیل می‌رسد. تصمیمش را عوض کرد و دوباره طرف راست جاده را نشانه ‌گرفت. دوباره تغییر عقیده داد و طرف چپ و... خلاصه آن قدر این دست وآن دست کرد تا اینکه اتومبیل سر ‌رسید و او را زیر‌‌گرفت...‌خیلی از ما شبیه خرگوش همین قصه‌ایم و هر روز داریم برای انجام کارهایمان امروز و فردا می‌کنیم. اگر شما هم ‌از همین دسته‌‌اید، گفتگوی "سلامت" را با دکتر حسین ابراهیمی‌‌‌‌‌مقدم بخوانید.........

+ نوشته شده در تاریخ 2009/8/20 ساعت 11:2 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/8/18 :: 16:46 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

+ نوشته شده در تاریخ 2009/8/18 ساعت 16:46 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/8/18 :: 16:19 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

هر آنچه هستی، بهترینش باش

▪ اگر نمی‌توانی بلوطی بر فراز تپه‌ای باشی، بوته‌ای در دامنه‌ای باش؛ ولی بهترین بوته‌ای باش که در کناره راه می‌روید.
▪ اگر نمی‌توانی بوته‌ای باشی، علف کوچکی باش و چشم‌انداز کنار شاه راهی را شادمانه‌تر کن.
▪ اگر نمی‌توانی نهنگ باشی، فقط یک ماهی کوچک باش؛ ولی بازیگوش‌ترین ماهی دریاچه! همه ما را که ناخدا نمی‌کنند، ملوان هم می‌توان بود.
در این دنیا برای همه ما کاری هست، کارهای بزرگ و کارهای کمی ‌کوچکتر و آنچه که وظیفه ماست، چندان دور از دسترس نیست.
▪ اگر نمی‌توانی شاه راه باشی، کوره راه باش.
▪ اگر نمی‌توانی خورشید باشی، ستاره باش. با بردن و باختن اندازه‌ات نمی‌گیرند. هر آنچه که هستی، بهترینش باش..

+ نوشته شده در تاریخ 2009/8/18 ساعت 16:19 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/8/18 :: 14:7 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا
سري به پاساژهاي تهران بزنيد، از ميلاد نور، گلستان، سرخه بازار، بازار صفويه و قائم و... در شمال تهران، تا امامزاده حسن، سلسبيل، هاشمي، 16 متري اميري، بازار دوم، امام حسين، گمرك و... در جنوب شهر. يا نمايندگي هاي بوسيني، هانگ تن، جيوردانو، بالنو، مستر پيچ، تامي و... كه همگي يا چيني هستند يا تحت ليسانس در چين توليد مي شوند به چشم مي خورند.
عصرایران؛ انگار چيني ها پس از كشتار ترك هاي مسلمان كشور خودشان، تصميم گرفته اند به مقدسات مردم مسلمان ايران هم به موهن ترين شكل ممكن حمله كنند .

تا قبل از اين Made In China حتی به تسبیح ها و جانمازهاي ايرانيان رسيده بود و حالا كلمه "الله" و عبارت مقدس مسلمانان يعني "بسم الله الرحمن الرحيم" را به قسمت پشت شلوارهای ايرانيان برده اند و عجب آنكه برخي مدعيان كه پيشتر در اعتراض به عبارت كوكاكولاي برعكس شده كفن پوش به خيابان ها مي ريختند و در جهت تحريم كوكاكولا و نستله حركت مي كردند و هم در برابر كشتار مسلمانان چين سكوت كرده اند و هم در برابر اين توهين آشكار.


اين شلوارهاي جين زنانه در فروشگاه هاي افسريه، حوالي خيابان هاي اول و دوم به قيمت 21 هزارتومان در حراجي به فروش مي رسند.

اكثر خريداران هم به نوشتار پشت جيب شلوار توجه نمي كنند و صرفا به خاطر قيمت و دوخت شلوار ان را خريداري مي كنند. فروشنده هم اطلاعات چنداني در خصوص محل خريد شلوارها و ... ارايه نمي دهد. البته برخي از خريداران به دليل عبارت پشت شلوار از خريد آن امتناع مي كنند.

به تصوير اين شلوارهاي جين چيني كه به تازگي به بازار ايران وارد شدند نگاه كنيد، عبارت "بسم الله الرحمن الرحيم" كه "الله" آن دوبار تكرار شده است، روي جيب هاي عقب اين شلوارهاست و يك بسم الله هم برعكس نوشته شده است.


در مكتب اسلام براي كلمه الله حرمت قائل شده اند. به طوري كه حتي براي دست زدن به خط و نوشته آن بايد وضو داشت و... و حالا درست در قسمت نشيمنگاه اين شلوارها اين كلمه گلدوزي شده و بدتر ان که در تهران - که خیلی ها دوست دارند ان را ام القرای جهان اسلام بنامند - به فروش می رسد!

با توجه به اينكه اين شلوارها تازه به كشور وارد شدند، هنوز تعدادشان مشخص نيست ولي به دليل آنكه در مارك داخلي شلوارها، عبارت "Made In P.R.C" مخفف عبارت "People Republic of China" به معني جمهوری خلق چین درج شده است، به نظر مي رسد تكذيب مليت اين كالاهاي موهن و تازه وارد براي مسئولان كمي مشكل شود.
تا پيش از اين واردات پرتقال اسرائيلي توطئه برخي عناصر نامعلوم اعلام شد، واردات سيب از امريكا در هاله اي از ابهام باقي ماند، اما ديگر مارك داخلي اين شلوارها را نمي توان انكار كرد. مگر اينكه مسئولان مدعي شوند اين شلوارها در داخل توليد شده است، كه منطقا، با توجه به عقبه مذهبي مردم ايران، كمتر توليد كننده اي فرض به تعمد، جرات چنين اهانتي را دارد. يا اينكه بايد گفته شود پك اين شلوارها در بين راه باز شده و داخل‌انها مارك چيني درج شده است(مثل توجيهي كه براي واردات پرتقال اسرائيلي آورده شد) !

+ نوشته شده در تاریخ 2009/8/18 ساعت 14:7 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/8/18 :: 10:54 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

در شنا، بدن با آب در تماس است و بنابر‌این در معرض آلودگی است. آلودگی ممكن است در اثر تماس آب با محیط مانند هوا، باد، باران و یا به وسیله‌ی شناگران ایجاد شود. در رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و دریا نیز ممكن است آب آلوده باشد. فاضلاب، فضولات حیوانی، زباله‌ها و مواد شیمیایی و صنعتی ممكن است در این آبها وجود داشته باشند. 

+ نوشته شده در تاریخ 2009/8/18 ساعت 10:54 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/8/18 :: 10:46 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

واقعا چطور می‌شود یک نفر همان‌طور که عادت دارد غذا بخورد، حمام برود، سر یک ساعت خاصی از خواب بیدار شود و... عادت دارد که ورزش کند؟
ورزش کردن اصلا کار سختی نیست.فقط یک استارت و کمی انگیزه می‌خواهد.

همه ما حتما بیش از یک بار ورزش کردیم مگر نه؟ اما چه کسانی عادت کردند که همیشه ورزش کنند؟ چه چیز باعث می‌شود برای ورزش کردن انگیزه داشته باشیم؟ چه عاملی پدربزرگ‌ها را به پارک می‌کشاند؟ چه عاملی از یک نفر یک ورزشکار می‌سازد؟

+ نوشته شده در تاریخ 2009/8/18 ساعت 10:46 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/8/18 :: 9:57 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

سواحل درياي خزر با طبيعت زيباي خود سالانه پذيراي گردشگران بسياري است. شنا در فصل تابستان در سواحل خزر به ويژه در استان‌هاي گيلان و مازندران يكي از تفريحات سالم و رايج در اين پهنه است. با اين حال ناآشنايي با فنون شنا در محيط دريايي و عدم شناخت ساز و كار جريان‌ها در آن، سالانه سبب غرق شدن حدود 250 نفر از گردشگران در سواحل خزر مي‌شود......

+ نوشته شده در تاریخ 2009/8/18 ساعت 9:57 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/8/9 :: 10:10 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

10 توصيه معروفترين مشاوران دنيا
براى ارتباط با خانواده همسر؟؟

نزدیكی و ارتباط با خانواده همسر در نگاه اول و در بدو ازدواج شاید به نظر ترسناك و مشكل بیاید. ده نكته زير راه حل مشكل شماست:
نزدیكی و ارتباط با خانواده همسر در نگاه اول و در بدو ازدواج شاید به نظر ترسناك و مشكل بیاید.در اینجا بعضی از نكات اصلی را از زبان باب و شری استراتف روانشناسان معروف برای اینكه سرلوحه خود در ارتباط با آنها قرار دهيد بيان می كنيم:

احترام:

اگر حتی فكر‌ می‌كنید آنها سزاواز احترام نیستند ، در هر حالتی به آنها احترام بگذارید.

وفاداری :

این خیلی طبیعی است كه همسر شما نسبت به خانواده اش احساس وفاداری داشته باشد. شما با اين كار هرگز در درجه دوم قرار نمی‌گيريد.

انتقاد:

اگر ماجرایی برایتان اتفاق افتاد به خودشان انتقاد نكنید . و اگر همسزتان (زن یا مرد) انتقادی از آنها ‌ می‌كند فقط گوش دهید و جبهه نگیرید. این یكی به دو كردن‌ها‌ می‌تواند مشكلات بیشتری را درست كند.

ریشه‌ها:

خاستگاه همسرتان را كشف كنید ببینید در چه خانواده ای و با چه نوع ساختاری بزرگ شده است .بهتر است این مساله قبل از ازدواج صورت گیرد .

احساسات:

خودتان سعی كنید قبل از سوالات او خود و احساساتتان و نوع نگرش خانواده تان را برای همسر (شریك ؛ نامزد ) بگویید و اگر انتقادي ازيك روش تربيتی داريد بيان كنيد .

علاج كردن:

اگر مشكلی با خانواده‌تان دارید و این قضیه روی شما و زندگی‌تان تاثیر گذاشته اول آنرا حل كنید و هرگز وارد زندگی زناشویی‌تان نكنید.

نه گفتن :

درك كنید كه چه مقدار رابطه با خانواده خودتان لازم است و از آن بیشتر به زندگی‌تان لطمه‌ می‌زند . یك كلمه رمز مثل (نه) داشته باشید وقتی كه احساس كردید دیگر این ملاقات كافی است آنرا بكار ببريد.

مراقب بودن:

راجع به سلامتی و اوضاع اقتصادی آنها در محافلتان پرس و جو كنید . سعی كنید آنچه را از نظر مراقبت روحی و موقعیتی نمی‌توانند به دست آورند تا حد امكان فراهم كنید. چرا كه روزی شما نیاز‌هایی خواهید داشت.

مرز نگه دارید:

مرز‌هایی برای روابط‌تان تعیین كنید . مثلا روزهای تعطیل . آخر هفته‌ها . مسایل مالی . ملاقات‌ها . تنهایی...

تقدم:

همیشه اول زندگی مشترك را راس هرم قرار دهید . 
 

+ نوشته شده در تاریخ 2009/8/9 ساعت 10:10 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/8/9 :: 9:49 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

هر مرد یک سال از عمرش را صرف
‌نگاه ‌به زنان ‌می‌کند!

مردها به طور ميانگين روزانه 43 دقيقه را صرف خيره شدن به 10 زن مختلف مي كنند كه اين ميزان برابر با 259 ساعت يا تقريبا 11 روز در سال است كه در فاصله بين 18 تا 50 سالگي بالغ بر 11 ماه و 11 روز مي شود.
به نوشته ديلي تلگراف، محققان دريافته‌اند كه تنها اين نوع مردها نيستند كه جنس مخالف را ستايش مي كنند بلكه زنها نيز روزانه 20 دقيقه را صرف نگاه كردن به 6 مرد مختلف مي كنند. اين ميزان نيز برابر با 6 ماه به طور كلي بين 18 تا 50 سالگي است.
مارك آيرلند سخنگوي مركز كوداك لنز ويژن كه اين نظرسنجي را انجام داده است، گفت: مردها مشهور به نگاه كردن به زنها هستند، اما جالب است بدانيم كه آنها واقعا چه مدت را صرف اين كار مي كنند. به طور كلي يك سال از زندگي مردان صرف قفل كردن چشمهاي آنها بر روي جنس مخالف مي شود.
وي افزود: علاوه بر اين زمان بايد متوجه بود كه مردان اگر بخواهند زني را تحت تأثير قرار دهند حتی حاضر به ول كردن كار خود و توقف فعاليتهاي كاري تا انجام اين كار هستند.
اين نظر سنجي بر روي 3 هزار نفر نشان داد كه سوپرماركت مهمترين نقطه تبادل اين نگاههاست و بعد از آن مشروب فروشيها و كلوپهاي شبانه قرار دارند.
اما در حالي كه اكثريت مردان و زنان از اينكه كسي به آنها نگاه كند، احساس مورد توجه قرار گرفتن مي كنند، اما افراد بيشتر دوست دارند به آن‌ها نگاه نشود. مردها با 19 درصد در برابر زنها با 9 درصد معتقدند از اينكه كسي به آنها خيره شود، احساس خوشحالي مي كنند.
16 درصد دختران از اين كار احساس ناراحتي كرده و 20 درصد نيز مي گويند اين كار آنها را خجالت زده مي كند. بيش از 40 درصد زنان چشم را اولين جذابيتي دانسته‌اند كه در نگاه اول به چشم آنها رسيده است، در حاليكه همين تعداد از مردان معتقدند كه چشم آنها در ابتدا مجذوب وضع كلي بدن زن مي شود.
يك سوم از شركت كنندگان در اين تحقيق با همسر خود بر سر اينگونه نگاهها بحث داشته اند و يك نفر از هر 10 نفر كارشان به جدايي از همسرشان كشيده است.
5 نقطه مهمي كه در آن مردان زنان را زير نظر دارند عبارتند از سوپرماركت، مشروب فروشيها، كلوپهاي شبانه، محل كار و مغازه ها و 5 نقطه مهمي كه در آن زنان مردان را زير نظر دارند عبارتند از: مشروب فروشيها، مغازه ها، وسايل نقليه عمومي، سوپرماركتها و محل كار.

+ نوشته شده در تاریخ 2009/8/9 ساعت 9:49 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/8/6 :: 20:55 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

تصاویر سه بعدی زیبایی روی خانه ها

 

+ نوشته شده در تاریخ 2009/8/6 ساعت 20:55 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/8/3 :: 17:45 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

راه رسیدن به موفقیت این است که هدفمان را بدانیم، دست به عمل بزنیم، بدانیم که به چه نتایجی دست یافته ایم و قدرت ‌انعطاف وتـغـییـر پـذیری داشـتـه بـاشـیـم. یعـنـی بـدانـیم چـه می خواهیم و برای رسیدن به آن وارد عمل شویم و با توجه به ‌موفقیت در رفتارمان ،تغییرات مهم را ایجاد کنیم. در مورد اعتقادات و باورها نیز چنین است؛ باید باورهایی را ‌بیابیم که ما را دلگرم کند و به مقصودی که می خواهیم برساند. ‌این ۷ باور به ما یادآور می شود که هر قدر به چیزی معتقد باشیم ، باز هم لازم است دریچه‌های ذهن خود ‌را به روی عقاید و امکانات دیگر باز بگذاریم و همیشه برای یادگیری مطالب تازه تر آمادگی داشته باشیم.‌با پذیرفتن این باور‌ها به موفقیت خواهیم رسید ولی به یاد داشته باشیم که تنها انجام این ۷ باور و عقیده نیست ‌که باعث موفقیت می شوند اما شروع خوبی است. ‌


▪ بــاور اول: هــر حـادثـه دارای دلیل و مقصودی است که به مصلحت ماست. ‌
تمام افراد موفق توانایی عجیبی دارند و درهر موقعیت به امکانات موجود و نتایجی که ممکن است از آن حاصل ‌شود توجه می کنند و سریع آن وضعیت را در جهت مثبت و به نفع خود به کارمی گیرند. از طرفی اعتقاد دارند ‌اگر به دنبال نتیجه مثبت هستند، باید آن را عملاً انجام دهند. ‌


▪ باور دوم: چیزی به نام شکست وجود ندارد. ‌
شکسپیر معتقد بود : تردیدها به ما خیانت می کنند و ما را از کوشش برحذر می دارند و از پیروزی‌هایی که به ‌احتمال زیاد نصیب ما خواهد شد محروم می سازند. ‌هرآن چه بشر آموخته، از طریق آزمایش و خطا بوده است. بزرگ ترین عـــامـــل بـــازدارنــده مــردم، تــرس از شـکـســت ‌است. انـســان هــا تـنـهـا از طـریـق اشـتـبـاه بـه مـوفـقـیـت می رسند. ‌هر گاه در زندگی، کاری را انجام داده ایم اگر فکر کنیم که تجربه ای به دست آورده ایم بهتر از آن است که فکر ‌کنیم شکست خورده ایم.باید به پدیده های زندگی با دید تجربه نگاه کنیم. ‌


▪ باور سوم: مسئولیت هر اتفاقی را به گردن بگیرید. ‌
یکی از صفات مشترک میان رهبران بزرگ و افـــراد مـــوفـــق ایــن اسـت کـه فکـر مـی کننـددنیای خودشان را خودشان ‌می سازند. آن ها همیشه مـــــی گـــــوینـــــد: مـــســئــــولـیـت کــــاری را کــــه انــجــــام می دهم ، می پذیرم. ‌


▪‌ باور چهارم: برای بهره بردن از چیزی شناخت کامل آن لازمنیست.
افراد موفق معتقدند برای این که چیزی را مورد استفاده قرار دهند لزومی ندارد همه چیز را درباره آن بدانند. ‌همیشه توجه دارند که چه اندازه اطلاعات، مورد نیاز آنهاست و همیشه می دانند که به چه چیزهایی احتیاج ندارند ‌و باید در وقت خسّت نشان بدهند و بدانند که به دست آوردن اطلاعات کامل هیچ گاه امکان پذیر نخواهد بود. ‌


▪ باور پنجم: بزرگ ترین سرمایه شما دیگرانند.
افرادی که به بهره وری رسیده اند تقریباً بدون استثنا دارای حس قویاحترام و تحسین نسبت به دیگران هستند. ‌
هـیــــچ مـــوفـقـیــت پــایــداری بــدون احـسـاس صمیمیت و یگانگی با مردم به وجود نمی آید. راه رسیـدن بـه موفقیت، تشکیل گروه موفق و ‌همکاری با یکدیگر است. ‌


▪ باور ششم: کار، نوعی تفریح است. ‌
مارک تواین - نویسنده آمریکایی‌- می گوید: "راه رسیدن به موفقیت آن است که شغل را جزء تفریحات خود قرار دهید." افراد موفق همین کار را ‌می کنند. آن ها دیوانه وار کار می کنند. زیرا کار، آن ها را به شوق می آورد. در زندگی کار را به بازی تبدیل ‌کنید. تا به حال بررسی کرده اید که چرا یک کودک از صبح تا شب بازی می کند ولی خسته نمی شود. ‌


▪ باور هفتم: هیچ توفیق پایداری، بدون پشتکار به دست نمی آید. ‌
افراد موفق ، به نیروی پشتکار ایمان دارند.‌‌ اگر به افراد موفق بنگرید، می بینید که آن ها لزوماً بهتر، باهوش تر، سریع تر و قوی تر از دیگران نبوده اند، ‌بـلـکــه پـشـتـکـار بیشتـری داشتـه انـد. ‌افـراد مـوفـق می خواهند به هر قیمتی که شده، موفق شوند.البته این را باید مد نظر داشت که موفقیت به بهای لطمه ‌زدن به دیگران نیست

+ نوشته شده در تاریخ 2009/8/3 ساعت 17:45 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/8/1 :: 11:17 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفّقیت چیست. سقراط به او گفت، "فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفّقیت را به تو بگویم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت..
سقراط از او خواست که به سوی رودخانه او را همراهی کند. جوان با او به راه افتاد. به لبهء رود رسیدند و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانهء آنها رسید.
ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد. جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آنقدر قوی بود که او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد.
همین که به روی آب آمد، اوّل کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه فرو فرستاد. سقراط از او پرسید، "زیر آب که بودی، چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟" گفت، "هوا."
سقراط گفت، "هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ راز دیگر ندارد." 
 

+ نوشته شده در تاریخ 2009/8/1 ساعت 11:17 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/7/28 :: 6:5 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

گران قيمت ترين هواپيماهاي جنگنده جهان!

F/A-18 Hornet: $94 million

+ نوشته شده در تاریخ 2009/7/28 ساعت 6:5 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/7/25 :: 10:26 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

امروز روزی است که
باید کاری ‌بزرگ را آغاز کنی

یکی از این روزها، هیچ‌یک از این روزها نیست. امروز روزی است که باید کاری ‌بزرگ را آغاز کنیم. چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید. مدیریت یعنی تحقق اهداف با دیگران و از طریق دیگران. ما باید کاری کنیم که افراد، خودشان کار انجام ‌دهند، اما کاری که براساس خواسته‌های ما باشد.
سقف‌های موجود وضعیت کنونی خود را بشکنید‌: بهره‌وری یعنی همه جا فضای رشد است و محدودیتی وجود ندارد. آیا واقعا این‌طور است؟

باید قبول کنید واقعیت ‌همین است. با توجه به شرایط موجود همیشه محدودیت وجود دارد. اما در عالم این قابلیت وجود دارد که اگر ‌بخواهیم رشد کنیم، محدودیتی برای ما نباشد تا جلوی رشدمان را بگیرد. بهره‌وری افراد تابع آگاهی است. پس ‌بیایید سقف‌هایی را که ایجاد شده بشکنید، از آن‌ها فراتر بروید و به طور صحیح اقدام کنید تا بتوانید وضعیت ‌مطلوبی به‌وجود آورید. ‌وقتی آگاهی لازم را در مورد مدیریت زمان به‌دست آوردید، می‌توانید از زمان دیگران نیز برای پیشبرد اهداف ‌خودتان استفاده کنید.‌
شخصیت زمانی شما کدام است؟

‌هر یک از ما یک شخصیت زمانی خاص داریم که در ابتدا باید شخصیت زمانی خود را بشناسیم. بعضی‌ها دقیقه نودی هستند؛ یعنی زندگی در بحران. بعضی‌ها بسیار صبورند و گذر زمان را اصلا شناسایی نمی‌کنند. بعضی‌ها ‌برعکس عجول هستند و عده‌ای دوست دارند عمیق شده و در موقعیت‌های مختلف تجربه کسب کنند و... عده‌ای ‌بیشتر در زمان گذشته زندگی می‌کنند و عده‌ای درست برعکس در آینده زندگی می‌کنند. عده‌ای نیز بیشتر در زمان ‌حال هستند. پس ابتدا خود را بشناسید و بدانید که چه شخصیت زمانی دارید، چرا که برنامه‌ریزی برای هر یک ‌از آن‌ها متفاوت است.‌
زمان پدیده‌ای سه بعدی است: اکثر ما زمان را یک بعدی می‌دانیم. اما زمان سه بعدی است؛ بعد اول حرکت است. زمان به طرف جلو است و ‌اصلا در اختیار ما نیست و نمی‌توانیم جلویش را بگیریم. بعدی از زمان که در اختیار ما نیست، طول زمان نامیده ‌می‌شود؛ اما ما عرض زمان را هم داریم، عرض زمان یعنی اینکه من می‌توانم کاری نیز انجام دهم؛ مثلا از نقطه A به نقطه B بروم و با خود یک کتاب می‌برم، بعضی‌ها ۱۰ کتاب می‌برند، بعضی‌ها به همراه کتاب یک محصول ‌هم می‌برند. پس افراد می‌توانند عرض زمان خود را گسترش دهند.
بعد سوم این است که ما به دنبال چه نتیجه‌ای ‌هستیم که به نقطه وحدت برسیم. پس یک محصول تابع طول زمان، ‌عرض زمان و عمق زمان در راستای یک هدف است و اینجاست که عرض زمان و عمق زمان ارزش پیدا ‌می‌کنند، چون در اختیار ماست. این عرض زمان است که ارزش می‌آفریند. بیاییم از این پس روی عرض زمان ‌کار کنیم، ولی هدفمند و دائم.عرض زمان تابع آگاهی و توانمندی افراد است و همه ما که این را می‌دانیم می‌توانیم به عمق زمان‌مان تسلط داشته ‌باشیم.‌
آیا زمان به طور یکسان در اختیار همه است؟ ‌پاسخ این است اگر تک بعدی ببینیم بله، ولی اگر زمان را سه بعدی ببینیم خیر. مهم‌ترین تفاوت آدم‌ها که عرض و ‌عمق زمان‌شان تغییر می‌کند، در آگاهی آن‌هاست. میزان، آگاهی افراد است که باعث می‌شود پکیج‌های زمانی ‌یکسانی نداشته باشند.‌ 
 

+ نوشته شده در تاریخ 2009/7/25 ساعت 10:26 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/7/23 :: 8:59 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا
سلام به همه دوستان دلسوز.

بالاخره بعد از یک هفته بیماری سلامتی خودم را تقریبا بدست اوردم .اگر شما تجربه بیماری ندارید ارزو میکنم که هیچ وقت این تجربه تلخ را نداشته باشید .

نمیدونم با چه زبونی از دوستان عزیزم که نگران حال من بودند تشکر کنم .

برای همتون ارزوی سلامتی دارم .

 

 

 

+ نوشته شده در تاریخ 2009/7/23 ساعت 8:59 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/7/23 :: 8:54 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

کتاب‌فروشی بارنز و نوبل، بزرگترین فروشگاه آنلاین کتاب جهان با بیش از 700 هزار عنوان را راه‌انداری کرد.

به گزارش AFP، کتاب‌فروشی آمریکایی بارنز و نوبل (Barnes & Noble) با اعلام این خبر گفته‌است که به زودی کتاب‌‌خوان‌های دیجیتالی جدیدی به شکل قابل حمل (Gadget) عرضه خواهد کرد. این تصمیم می‌تواند رقابتی با وب‌سایت Amazon.com باشد که در سال 2007 کتاب‌‌خوان دیجیتالی Kindle را معرفی کرد.

بارنز و نوبل همچنین خبر داد که کتاب‌های دیجتالی فروشگاهش بر روی دستگاه‌های الکترونیکی قابل حملی مانند آی‌پاد، آی‌فون و تلفن‌های همراه هوشمندی مانند بلک‌بری قابل استفاده خواهد بود.

رقابت در بازار کتاب‌های دیجیتالی در حال اوج گرفتن است و شرکت سونی هم خبر از ساخت کتاب‌خوان‌های الکترونیکی جدید در آینده داده‌است.

+ نوشته شده در تاریخ 2009/7/23 ساعت 8:54 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/7/13 :: 15:55 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

حتما برای همه ما اتفاق افتاده که دلمان خواسته زمان را نه یک ساعت که یک دقیقه عقب ببریم و همه چیز را جبران کنیم. اما اگر هوشیار نباشیم، یک اشتباه به‌راحتی می‌تواند همه چیز را نابود کند و مسیر زندگی هر دوی ما را تغییر بدهد.

در واقع گاهی تاوان یک خطا یك معذرت‌خواهی ساده است اما هستند خطاهایی که باید برای جبران آن تاوان سنگینی بپردازیم؛ تاوانی مثل جدایی. اما نكته ظریف اینجاست كه گاهی رفتار منطقی، درست همان رفتاری است كه باعث گسستن رابطه می‌شود؛ به انتها رسیدن یك رابطه ناقص....

+ نوشته شده در تاریخ 2009/7/13 ساعت 15:55 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/7/7 :: 8:38 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا
هرگاه نوک مداد زندگیت شکست، آنرا دوباره با تراش امید بتراش و باور داشته باش هر شکستی مقدمه یک پیروزیست.

اگر در زندگیت به ناگاه یکی از سیم های ساز زندگیت پاره شد، آهنگ زندگی را چنان بنواز که کسی نداند بر تو چه گذشت...، شاید در همین نزدیکی دشمنانت در انتظار دیدن شکستت باشند، پس با دست خودت دشمنانت را شاد نکن.

- هروقت در زندگیت به یک در بزرگ که یک قفل روش بود رسیدی نترس و ناامید نشو، چون اگر قرار بود در باز نشه بجاش دیوار میذاشتن، پس بجای ناامید شدن بگرد و کلید اون قفل را پیدا کن.

- توی ویترین زندگی به عروسکی نگاه نکن که مال تو نیست، چون اون عروسک فقط وسوست میکنه و باعث میشه اونی رو که داری هم از دست بدی و در آخر تو میمونی و یک دنیا پشیمونی و تنهایی و آرزو، پس قدر چیزی رو که مال خودت ِ خوب بدون و نذار آسون از دستش بدی.

+ نوشته شده در تاریخ 2009/7/7 ساعت 8:38 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/7/1 :: 8:43 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

زندگی در میان مردگان

بچه که بودم از مرده میترسیدم از رفتن کنار قبر مرده ها میترسیدم از کفن مادرم که در چمدونش گذاشته بود میترسیدم.

 من بزرگ شدم و در میان مردگان دارم زندگی میکنم مردگانی که از اول هم زنده نبودند مرده به دنیا اومده بودند.

و حالا من دیگه از مرده نمیترسم از کفن و .. نمیترسم فقط از یه چیز میترسم اینکه (منم روزی مرده ای متحرک بشم)

+ نوشته شده در تاریخ 2009/7/1 ساعت 8:43 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/6/12 :: 1:7 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا
داسـتان رابطـه و ازدواج آقایون جوان با خانم های سـن بـالاتر، در جامعه ما چیز تقريبا تازه ای است، اما ثابت شده است که این روابط برای هر دو طرف میتواند ارزشمند باشد. مثل هر رابطه دیگری که با اختلاف سن زیاد همراه اسـت، در ایـن نـوع روابـط نـیـز بـایـد احتـیاطات لازم در نظر گـرفـتـه شود.

بعضی از این فاکتورها، میزان سن و بلوغ دو طـرف رابـطـه، تـوانـایی دوستان و اطرافیان این دو نفر برا پذیرش این رابطه و دیدگاه اجتماع به این نوع روابط است. هر دو طرف رابطه باید خیلی دقیق و جامع این مسائل را بررسی کنند و تصمیم خود را بر پایه ارزیابی خود از موقعیت بگیرند، نه تاثیرات خارجی.

اگر زن از نظر سنی خیلی بزرگتر باشد، مشکلات زیادی در مورد سطح بلوغ طرفین پیش خواهد آمد. زنی که در زندگی روی پای خود ایستاده است، شغل خود را انتخاب کرده و برای خود خانه و زندگی درست کرده است، نسبت به پسر جوانی که تازه در آغاز راه است و احتمالاً فرصت این را هنوز پیدا نکرده که روی پای خود بایستد، در موقعیت کاملاً متفاوتی قرار دارد. داشتن فرصت برای تجربه زندگی به صورتی که گفته شد برای زن این فرصت را ایجاد کرده است که نظرات و اعتقادات خود را شکل دهد. این مسئله حس بلوغی در زن ایجاد می کند که احتمالاً آن پسر جوان هنوز موفق به کــسب آن نشده است.

این تفاوت در سطح بلوغ دو طرف می تواند نقش بسیار تعیین کننده ای در رابطه داشته باشد، چون در رویکرد افراد در تفسیر و توجیه مسائل و برخورد آنها با مشکلات تاثیر گذار است. اما اگر این اختلاف سنی به صورتی باشد که با وجود بزرگتر بودن زن، فرصت برای تجربه این موقعیت ها در هر دو طرف به وجود آمده باشد، احتمالاً این رابطه با مشکل چندانی مواجه نخواهد بود. سطح بلوغ زمانی بر رابطه تاثیر می گذارد که میزان تجربه دو طرف از زندگی و درس گرفتن آنها از موقعیت های مختلف به یک اندازه نبوده باشد.


در موقعیتی که پسری جوان با زنی بزرگتر از خود رابطه برقرار می کند، دوستان و اطرافیان دو طرف می توانند بر رابطه آن دو تاثیرگذار باشند. برحسب سن مرد و زن، برابری دوستی ها می تواند مشکل ساز شود. مثلاً پسر بیست و چند ساله ای که با زنی چهل و چند ساله رابطه برقرار می کند، احتمالاً دوستانی دارد که زیاد با دوستان آن زن نمی توانند دمخور شوند. حتی اگر خود زن و مرد هم با یکدیگر و دوستانشان مشکلی نداشته باشند، دوستان آنها ممکن است با هم زمینه مشترک نداشته باشند. و مشکل زمانی پیش می آید که این زوج نتوانند به اندازه کافی با هر دو طرف وقت بگذرانند. و به خاطر مشکل داشتن این دو دسته دوست با یکدیگر مجبورند تک تک برای آنها وقت بگذارند و یک روز با دوستان مرد بیرون بروند و مهمانی بگیرند و یک روز هم با دوستان زن.

با اینکه مهمترین مسئله خود دو طرف هستند که وارد رابطه شده اند، اما در نظر گرفتن این واقعیت هم که رابطه آنها می تواند با مخالفت و نارضایتی دوستان و اطرافیان آنها مواجه شود، مهم است. البته این روزها این نوع رابطه ها طبیعی شده است، اما هنوز موضوع برای عامه مردم جا نیفتاده است. به خاطر همین این دو نفر باید پیِ مخالفت دوستان و اطرافیانشان را اول به تنشان بمالند و بعد وارد رابطه شوند.

وقتی پسری با زنی بزرگتر از خودش رابطه برقرار میکند، باید خود را برای مقاومت در برابر تفاوت سطح بلوغ و مخالفت و ناسازگاری دوستان و اطرافیانش آماده کند. اما با وجود همه این مشکلات، این نوع رابطه ها هم می تواند گهگاه به نتیجه برسد. تا زمانیکه دو طرف از همدیگر راضی باشند و در کنار هم احساس خوشبختی کنند، چیزی قادر نخواهد بود بین آنها فاصله بیندازد. اما اگر بخواهند اجازه دهند مسائل و دخالت های خارجی بر رابطه ی آنها تاثیر بگذارد، مطمئناً رابطه شان دیری نمی پاید.

+ نوشته شده در تاریخ 2009/6/12 ساعت 1:7 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/6/8 :: 9:5 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

 

شيوه زندگي زنان خانه‌دار در كشورمان كم و بيش از الگوهايي شبيه به هم پيروي مي‌‌كند. اين گروه از زنان وظيفه خود مي‌دانند تا نيازهاي زيستي خانواده را تامين كنند و البته ايجاد صلح و آرامش در خانه را نيز برعهده مي‌گيرند.

سبك زندگي زنان خانه‌دار هر چند خالي از هيجان نيست اما نيازهاي ديگر افراد خانواده معمولا بر تقاضاي زن خانه‌دار كه نقش مادر - همسر را بازي مي‌كند مقدم است.

بحث‌هاي زيادي درباره ارزش كار خانگي در اواخر دهه هفتاد در رسانه‌ها منتشر شد كه البته سه چهار سالي است كه اين بحث‌ها هم به خاموشي نشسته است.

آنچه زندگي زن خانه‌دار را از ديگر انواع زندگي‌هاي كشورمان جدا كرده‌است ...........

+ نوشته شده در تاریخ 2009/6/8 ساعت 9:5 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/6/3 :: 8:24 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا
 

هر مردی علاوه برداشتن یک جفت کفش کتانی معمولی، به کفش‌های دیگری هم نیاز دارد: یک جفت کفش رسمی؛ یک جفت صندل راحتی؛ و یک جفت چکمه جذاب.

صندل‌ها انواع متنوعی دارند و به دلیل شکل خاصی که دارند برای فصل‌های گرم مناسب هستند.


صندل‌های بند دار(flip-flops یا Thongs):
این نوع صندل‌ها راحت و ارزان قیمت هستند و برای کنار دریا بسیار مناسب است. این صندل‌ها ساده است و سطح یکنواختی دارد. بهتر است این مدل صندل را فقط با شلوارک بپوشید. و یادتان باشد هیچ وقت این مدل صندل بنددار را با جوراب نپوشید!



صندل‌های اسپرت و ورزشی:
این صندل ها ضدآب هستند و دارای کفه ورزشی هستند که به کشش و انقباظ آن کمک می‌کند. صندل‌های ورزشی معمولا چند نوار عرضی پهن دارد تا روی پا را محافظت کند.

صندل اسپرتی که به‌خوبی طراحی شده باشد و سبک و راحت باشد برای قایق سواری، پیاده روی و همچنین برای سایر فعالیتهای بیرون از منزل در فصل تابستان بسیار خوب و مناسب است. این صند‌ل‌ها را می‌توانید با شلوار جین یا شلوارک ست کنید. این صندل‌ها ازجنس لاستیکی، پلی اورتان یا وینیل است و در انواع رنگها موجود است.



صندل‌های رسمی:
یک مدل صندل هم وجود دارد که از انواع دیگر آن کمی رسمی‌تر است؛ جایگزین کردن چرم به جای لاستیک و سگک‌های فلزی به جای نوارهای نایلونی باعث می‌شود تا صندل‌های اسپرت به مدل‌های رسمی‌تری تبدیل بشوند.

با رسمی‌تر کردن این صندل‌ها می شود آنها را در مراسمی که در فصل بهار و تابستان در بیرون از منزل برگزار می‌شود، پوشید؛ می‌توانید این مدل صندل را با کت شلوار کتانی ست کنید.

نکاتی درمورد پوشیدن و خرید صندل‌ها
1- قبل از خرید و پوشیدن صندل به این نکته توجه کنید که اگر پاهای شما روباز باشد و در معرض دید قراربگیرد، احساس خوبی دارید و راحت هستید یا نه.

2- صندل‌های چرم را با یک اسپری مقاوم در برابر لک آب واکس بزنید تا صندل را از عرق پایتان محافظت کند. عرق پا می‌تواند به سرعت یک جفت صندل خوب را خراب کند.

+ نوشته شده در تاریخ 2009/6/3 ساعت 8:24 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/5/27 :: 9:0 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

هنگامی كه رنگ پریده یا بیمار هستید با كمی وسایل آرایش می‌توانید خود را زیباتر كنید و هیچ كس هم از شما ایراد نمی‌گیرد(كاری كه بسیاری از آقایان مد روز یواشكی انجام می‌دهند).

- نام هر گل و زیبایی در طبیعت است را روی شما می‌گذارند.

- تمام شاعران ایران زمین در وصف گل روی شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروی شما را ستوده اند.

- مجبور نیستید سر كار بروید و پول یك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبیا بخرید.

- به راحتی و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گریه می كنید و غم و غصه هایتان را در دل جمع نمی كنید تا سكته كنید.

- عمرتان بسیار طولانی است.

- آنقدر حرف برای گفتن دارید كه هرگز كم نمی‌آورید.

- همیشه یك عالمه دوست و رفیق ناب دارید و كمتر گرفتار رفیق ناباب می شوید.

- هرگز در حمام خود را گربه شور نمی كنید.

- بزرگ شده اید و كمتر برای طرفداری از تیم قرمز و آبی یا این حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركری می خوانید.

- ریش و سبیل ندارید كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبیلتان آب بنوشد.

- عشق و هنر ابداع شماست.

- همیشه جوان تر از سنتان هستید و هیچ كس نمی داند شما چند ساله اید.

- از سن 9سالگی به بلوغ عقلی و جسمی می‌رسید و حالاحالاها باید بدوند تا به پای شما برسند!.

- بهشت زیر پای شماست.

- همیشه در كیفتان آینه دارید و موقعی كه در سلف سرویس دانشگاه قورمه سبزی می‌خورید یك دانه لوبیا لابه لای سبیلتان جا خوش نمی كند.

- همیشه تمیز و نظیف و خوشبو هستید و اگر خوب فكر كنید می بینید كه صدها دلیل محكم دیگر وجود دارد كه شما به زن بودن خود افتخار كنید.


+ نوشته شده در تاریخ 2009/5/27 ساعت 9:0 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/5/24 :: 16:6 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

این دریاچه در کشور کوچک پالائو واقع در 500 کیلومتری شرق فیلیپین واقع است و به خاطر تعداد بسیار زیاد عروس های دریایی در آن، به این نام مشهور شده.

+ نوشته شده در تاریخ 2009/5/24 ساعت 16:6 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/5/22 :: 22:21 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

سلام دوستان عزیز.امروز روز تولدمه .به همه اونهایی که خرداد تولدشون هست تبریک میگم .این شعر را هم عزیزی برام فرستاده که ازشون تشکر میکنم

با هفتا اسمون پر از گلهای سرخ و  میخک

با صد تا دریا پر از عشق و اشتیاق و پولک

میخوام بگم ای گل من  تولدت مبارک

و این شعر هم دوست عزیز دیگری برام فرستاده که خیلی خیلی زیباست .یه دنیا ممنونم  دوست عزیز

قسم به چشمات بعد از اين جز تو گلي بو نكنم جز به تو و به خوبيهات به هيچكسي خو نكنم قسم به اسمت كه تورو تنها نذارم بعد از اين اسمتو رو داد ميزنم تا دمدماي اخرين... ((( تولدت مبارك )))

+ نوشته شده در تاریخ 2009/5/22 ساعت 22:21 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/5/20 :: 15:57 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا
 اگر بخواهيد در اينترنت، لينكي كه رويش كليك مي‌‌كنيد در صفحه جدايي باز شود كافي است كه shift را فشار داده و بر روي لينك كليك كنيد، در اين صورت لينك موردنظر در صفحه جديد باز خواهد شد.
البته اين كار را مي‌‌توان با رفتن روي لينك و كليك راست كردن بر روي آن و انتخاب گزينه
Open in New Window نيز انجام داد.
- براي Refresh يا بارگذاري مجدد صفحه در اينترنت اكسپلورر كافي است كه از دكمه F5 استفاده كرد. اگر بخواهيم كه اين بارگذاري از ابتدا فايل‌ها را دانلود كند و صفحه را با آخرين تغييرات نشان دهد بايد كليد Ctrl را نيز با F5 فشار دهيم.
- براي اين كه صفحه ما به اصطلاح Full screen شود بايد از دكمه F11 استفاده كرد، براي بازگشت به حالت قبل نيز از همين كليد يعني F11 استفاده مي‌‌كنيم.
- براي جستجوي كلمه يا عبارتي در متن صفحه، كافي است كه دكمه‌هاي Ctrlو F را همزمان با هم فشار دهيد تا صفحه ( Findجستجو) براي شما باز شود و شما در كادر مخصوص، عبارت موردنظرتان را تايپ و سپس با فشار دادن دكمه Find كار جستجو را آغاز كنيد.

+ نوشته شده در تاریخ 2009/5/20 ساعت 15:57 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/5/18 :: 18:7 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

+ نوشته شده در تاریخ 2009/5/18 ساعت 18:7 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/5/2 :: 0:36 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

 زندگي خداست و شعر و مهر و عشق و بوسه و آغوش و آهنگ و شور و سوز و ناز و ساز و بهار و آبي و ساده و رقص و صبح و چشم و كام و حال و رود و جوي و گل و رنگ و مست و اشك و لرز و صفا و خوب و زنده و صاف و شراب و خواب و نوش و شاد و گنج و جاده و ماه و روز و وفا و سخا و لطيف و دل آويز و طراوت و زيبا و لبخند و در آخر زندگي زندگي است.


اگر زندگي خدا نيست پس چرا فقط خدا هست؟!
اگر زندگي شعر نيست پس چرا هوهوي بادش ياهوي رند خرابات است؟!
اگر زندگي مهر نيست پس چرا كبوتر با كبوتر باز با باز كند پرواز؟!
اگر زندگي عشق نيست پس چرا ستاره ها باز چشمك مي زنند؟!
اگر زندگي بوسه نيست پس چرا زاغان مرغان عشق نشدند؟!
اگر زندگي آغوش نيست پس چرا نسيم در تن برگ اين گونه مي پيچد؟!
اگر زندگي آهنگ نيست پس چرا صداي جغد و كلاغش نواي پائيز و خرابه دارد؟!
اگر زندگي شور نيست پس چرا شبهايش اينقدر پر درد و حال است؟!
اگر زندگي سوز نيست پس چرا شمع بايد بسوز و بسازد و بگريد و بخندد؟!
اگر زندگي ناز نيست پس چرا مَهْوشاني كه هَوي مهتابند اينقدر كرشمه دارند؟!
اگر زندگي ساز نيست پس چرا همه آهنگ ماندن را خوب مي نوازند؟!
اگر زندگي بهار نيست پس چرا صداي پرندگان را در برگ ريز خزان هم مي شود شنيد؟!
اگر زندگي آبي نيست پس چرا چشم ماه رخان، رنگ دريا و آسمان دارد؟!
اگر زندگي ساده نيست پس چرا همه در خواب اينقدر بي نقشند؟!
اگر زندگي رقص نيست پس چرا پروانه ها تنها فصل عمر را مي رقصند؟!
اگر زندگي صبح نيست پس چرا هر طلوع زندگي آغاز مي شود؟!
اگر زندگي چشم نيست پس چرا نور اينقدر مي رقصد؟!
اگر زندگي كام نيست پس چرا عسل اينقدر شيرين است؟!
اگر زندگي حال نيست پس چرا غروب اصلا خواستني نيست؟!
اگر زندگي رود نيست پس چرا فصلِ خشك، بهار كركس است؟!
اگر زندگي جوي نيست پس چرا زمزمه اش اينقدر شنيدني است؟!
اگر زندگي گل نيست پس چرا اشكِ گل، آئين عزا است؟!
اگر زندگي رنگ نيست پس چرا خاكستري، تنها، رنگ خاكستر است؟!
اگر زندگي مست نيست پس چرا اينقدر پاسبان بر هر كوي و برزن است؟!
اگر زندگي اشك نيست پس چرا آسمان كه مي گريد زمين مي خندد؟!
اگر زندگي صفا نيست پس چرا بي صفا زندگي نيست؟!
اگر زندگي لرز نيست پس چرا اينقدر ماه در بركه مي لرزد؟!
اگر زندگي خوب نيست پس چرا خفاشها تنها در غارند؟!
اگر زندگي زنده نيست پس چرا بوته رز هميشه گل مي كند؟!
اگر زندگي صاف نيست پس چرا گورستانش مه آلود است؟!
اگر زندگي شراب نيست پس چرا اين همه مست، زنده اند؟!
اگر زندگي خواب نيست پس چرا مرگ، مردمان را بيدار مي كند؟!
اگر زندگي نوش نيست پس چرا نيش اينقدر سوز دارد؟!
اگر زندگي شاد نيست پس چرا حيوان نمي خندد؟!
اگر زندگي گنج نيست پس چرا مردن اينقدر سخت است؟!
اگر زندگي نيايش نيست پس چرا بي نيايش كسي زنده نيست؟!
اگر زندگي جاده نيست پس چرا مرده ها در حاشيه دفنند؟!
اگر زندگي ماه نيست پس چرا بي ماه، ماه و سالي نيست؟!
اگر زندگي روز نيست پس چرا هر روز زندگي نو مي شود؟!
اگر زندگي وفا نيست پس چرا هيچ كس بي وفا شِكَّرين نيست؟!
اگر زندگي سخا نيست پس چرا آسمان كه مي بارد زمين مي رويد؟!
اگر زندگي لطيف نيست پس چرا خار، سبز و خشكش يكي است؟!
اگر زندگي دل آويز نيست پس چرا دل، به غير او آويز نيست؟!
اگر زندگي طروات نيست پس چرا مگسان، تخم، بر مردار مي نهند؟!
اگر زندگي زيبا نيست پس چرا مرده ها اينقدر زشتند؟!
اگر زندگي لبخند نيست پس چرا به وقت مرگ لبخند نيست؟!
اگر زندگي نور نيست پس چرا شبهاي سياهش انگار زندگي نيست؟!
اگر زندگي جور نيست پس چرا "هر روز دريغ از ديروز" دروغ نيست؟!
اگر زندگي زندگي نيست پس چرا هيچ چيز در توصيف زندگي بهتر از زندگي نيست؟!
آري، زندگي خداست و شعر و مهر و عشق و بوسه و آغوش و آهنگ و شور و سوز و ناز و ساز و بهار و آبي و ساده و رقص و صبح و چشم و كام و حال و رود و جوي و گل و رنگ و مست و اشك و لرز و صفا و خوب و زنده و صاف و شراب و خواب و نوش و شاد و گنج و جاده و ماه و روز و وفا و سخا و لطيف و دل آويز و طراوت و زيبا و لبخند و نور و جور و در آخر زندگي زندگي است.

+ نوشته شده در تاریخ 2009/5/2 ساعت 0:36 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/5/2 :: 0:31 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا
 بدون تردید برایتان جالب خواهد بود که بدانید :
 
*آیا می‌دانستید که اصل و نسب برخی از واژه‌ها و عبارات مصطلح***
 
*در زبان فارسی در واژ‌ه‌ها عبارتی از یک زبان بیگانه قرار دارد *
 
*و شکل دگرگون شدة آن وارد زبان عامة ما شده است؟*
 
به نمونه‌های زیر توجه کنید:
 
*زِ پرتی: *واژة روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان
قزاق‌های روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می‌افتاد دیگران
می‌گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار
کسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.
 
* *
 
*هشلهف:* مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه‌ها یا عبارات از
یک زبان بیگانه تا چه اندازه می‌تواند نازیبا و نچسب باشد، جملة انگلیسی (I
shall haveبه معنی من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگویند
ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژة مسخره آمیز
را برای هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کار
می‌برند.
 
* *
 
*چُسان فُسان: *از واژة روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده
گرفته شده است.*
 
***
 
*شِر و وِر: *از واژة فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته
شده است.
 
*
**فاستونی:* پارچه ای است که نخستین بار در شهر باستون Boston در امریکا بافته
شده است و بوستونی می‌گفته‌اند.
 
*
**اسکناس: *از واژة روسی Assignatsia که خود از واژة فرانسوی Assignat به معنی
برگة دارای ضمانت گرفته شده است.*
 
*
 
*فکسنی: *از واژة روسی Fkussni به معنی بامزه گرفته شده است و به کنایه و
واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده است.
 
*
**لگوری (دگوری هم می‌گویند): *یادگار سربازخانه‌های ایران در دوران تصدی
سوئدی‌ها است که به زبان آلمانی (Lagerhure) به فاحشة کم‌بها یا فاحشة نظامی
می‌گفتند.
 
*
**نخاله: *یادگار سربازخانه‌های قزاق‌های روسی در ایران است که به زبان روسی به
آدم بی ادب و گستاخ می‌گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به
درد نخور هم استفاده کرده‌اند.

+ نوشته شده در تاریخ 2009/5/2 ساعت 0:31 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/4/28 :: 9:25 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

جامعه ما آكنده از بار اطلاعاتی سنگین است و ابزاری چون تلویزیون، رادیو، اینترنت، تبلیغات، پست الكترونیك و تلفن همراه همگی بر این سنگینی می‌افزایند. از سوی دیگر شكل زندگی در عصر حاضر بویژه در جوامع شهری ناگزیر توام با سر و صداها، ‌شلوغی‌ها و انبوهی از كارهای الزام‌آور روزمره است كه قطعا تمام این فاكتورها به افزایش استرس و سلب آرامش انسانها كمك می‌كند.........

 

+ نوشته شده در تاریخ 2009/4/28 ساعت 9:25 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/4/25 :: 6:48 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا
 

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.


و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.


همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.


و امیدوام اگر جوان كه هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.


امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.


امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.


بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!


و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.


اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم.

+ نوشته شده در تاریخ 2009/4/25 ساعت 6:48 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/4/20 :: 8:25 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا
حتي اگر به‌نظر برسد كه در عالم خيال هستيم، از حالا بايد براي حل مسئله انتشار گازهاي گلخانه‌اي چاره‌اي بينديشيم در غيراين صورت زندگي در سال 2050 مانند كابوسي وحشتناك براي بشريت خواهد بود و بدون‌شك زندگي براي ما هيچ هيجاني نخواهد داشت.
وضعيت آب وهوا به هم مي‌خورد، فصل‌ها ديگر سر جاي خود نخواهند بود، دچار مشكلات اقتصادي بزرگي خواهيم بود، از اين پس پناهندگاني به‌دليل بدي آب و هوا نيز خواهيم داشت، جنگ‌هاي فراواني بر سر مسئله تامين آب و نفت صورت خواهد گرفت و نهايت بدبختي و ويراني گريبانگير زندگي بشري خواهد شد. بنابراين از امروز بايد ديد جديدي نسبت به فرد ايمان داشته باشيم.

چند فرضيه درباره آينده

ما بدون شك در خانه‌هايي بسيار متفاوت زندگي خواهيم كرد كه جنس مصالح به كار رفته در آن بسيار متفاوت خواهد بود؛ سيستم تهويه و منابع گرمايي منازل ما مسلما تفاوت خواهند داشت زيرا منابع انرژي كه از آن استفاده خواهيم كرد متفاوت از امروز خواهد بود. در بام خانه‌هاي ما، صفحه‌هاي بزرگ انرژي خورشيدي قرار خواهد داشت. پنجره‌هاي هوشمند خواهيم داشت كه در روز شفاف خواهند بود و در شب نوراني خواهند شد. مناظر زيباي روشن برق ديگر وجود نخواهند داشت و محيط اطراف ما بدون كمترين هزينه‌اي براي انرژي به‌طور خودكار اداره خواهد شد.

در 50 سال ديگر اتومبيل‌ها به‌شكلي كه امروزه مي‌شناسيم، نخواهند بود و اتومبيل‌هاي امروزي ناپديد خواهند شد. وسايل نقليه عمومي بسيار مفيدتر، راحت‌تر و روان‌تر از امروز خواهند بود. در شهرها وسايط نقليه جايگزين اتومبيل‌هاي شخصي خواهند شد و ترامواهاي هوايي جاي آنها را مي‌گيرند. براي رفتن از شهري به شهر ديگر در قطارهاي سريع السيري مي‌نشينيم كه بسيار سريع‌تر از قطارهاي سريع السير امروزي حركت خواهند كرد.
آنها به وسيله انرژي باد كه صدمه‌اي براي هيچ كسي نخواهد داشت و براي مدت طولاني مي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد، تغذيه مي‌شوند. برعكس شايد لازم باشد براي هميشه خط بطلان روي سفرهاي طولاني با هواپيما بكشيم زيرا سفر با هواپيما هزينه بالايي خواهد داشت اگر همچنان منبع سوخت آنها از نفت تامين شود.

چه غذاهايي خواهيم خورد؟
مسلما بهترين توليدات محلي و فصلي. همانطوري كه مي‌دانيد توليد گوشت مقدار زيادي گاز گلخانه‌اي در زمين انتشار مي‌دهد كه براي محيط‌زيست بسيار زيان‌آور است. بنابراين ما قطعا دگرگوني‌هايي بايد در ذائقه فرزندانمان بدهيم و عادات غذايي آنها را تغيير دهيم و البته اين به نفع سلامتي آنها نيز خواهد بود.دنياي ما بسيار متفاوت از امروز خواهد بود ولي از جذابيت و زيبايي‌هايش كم نخواهد شد بلكه به عكس دنيا، براي دگرگوني و اختراعات جديد باقي خواهد ماند. همه چيز خيلي سريع جايگزين خواهد شد و در سر جايش قرار خواهد گرفت.

+ نوشته شده در تاریخ 2009/4/20 ساعت 8:25 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/4/15 :: 20:9 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

بله! واقعاً بايد اين كار بكنيد! خيلي زود! به قول آلماني‌ها:؟ازدواج

زود، عشق پايدار؟! اما قبل از اينكه به ؟چرا بايد ازدواج كنيم؟

بپردازيم، اول بايد به ؟چرا بايد ازدواج كنيم؟ بپردازيم!


بعضي ؟بايد؟ها، صرفاً يك حكمِ بي‌چون و چراي تخطي‌ناپذير

آمرانه‌اند؛ اما هستند ؟بايد؟هاي ديگري هم كه يك ضرورت را به

ياد مي‌آورند. تو بايد غذا بخوري! تو بايد نفس بكشي! تو بايد

وقتي به يك ميهماني سرشناس دعوت شده‌اي، كفشهاي

يك‌سال‌واكس‌نزده‌ات را بالاخره واكس بزني! اين سه ؟بايد؟، هيچ

 كدام، آمرانه نيستند؛ دقيقاً به يك ضرورت اشاره مي‌كنند؛ و تو

كاملاً اختيار داري علي‌رغم ؟بايد؟ي كه نويسنده نوشته يا گوينده

 گفته، غذا نخوري و نفس نكشي و كماكان به صرافتِ واكس

زدنِ آن كفش پوسته‌پوسته‌شده‌ي يك‌سال‌واكس‌نخورده‌ات

نيفتي! اما... واقعاً بعدش چه مي‌شود؟ كي ضرر مي‌كند؟ گوينده

يا نويسنده‌اي كه ؟بايد؟ را گفته و نوشته، يا تو؟!


تو بايد ازدواج كني. اين ؟بايد؟، يك بايد‌ آمرانه نيست!



ــ چرا بايد ازدواج كنيم؟ ........

+ نوشته شده در تاریخ 2009/4/15 ساعت 20:9 توسط : شاهزاده ی زیبا
2009/4/12 :: 23:20 :: به قلم : شاهزاده ی زیبا

قدیم ندیما دستشوئی ما ایرانی ها (اون موقع بهش

 میگفتند خلاء) یک گوشه در دورترین نقطه حیاط بود که

 بابابزرگ و مامان بزرگای ما وقتی میخواستند بروند داخل

 مستراح یک دستار به سرشون میبستند.

 

اون موقع دلیل این کار این بود که......

+ نوشته شده در تاریخ 2009/4/12 ساعت 23:20 توسط : شاهزاده ی زیبا


Copyrights © 2008 4masih All Rights Reserved