تبليغاتX
恋人عاشقتر از من چه کسی恋人
新闻نبض خبرهای دنیا新闻
سه شنبه 19 آبان1388 | 20:43 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

اگرباگریه دريايي بسازم اگرباخنده رويايي بسازم اگرخنده شوددرمن فراموش اگرگريه شودبامن هم اغوش توراهرگزنخواهم كردفراموش؟;-)




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 آبان1388 ساعت 20:43 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 17 آبان1388 | 19:33 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

عميق ترين درد زندگى مردن نيست بلکه نداشتن کسى است که الفباى دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزى




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 آبان1388 ساعت 19:33 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 3 آبان1388 | 18:57 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

گزیده‌ای از شعرهای آنتوان دوسنت اگزوپری

"خالق اثر معروف شازده کوچولو"

تو از سرزمین اسرار آمده ای و من از تو می‌ترسم ... آری، آدمی همیشه از اسرار می‌ترسد...

چند دقیقه دیگر
چند دقیقه دیگر وقت داری
تا به من نگاه کنی
به من، به چشمانم،
و به قلبی که برای تو می تپد
این شب و این باران
و تو
چند دقیقه دیگر وقت داری
تا به من نگاه کنی
پیش از آن که کاملا ً تمام شوم ...


ای سپیده دم
ای سپیده دم
ای خورشید
یاری کن
تا امروز را بسازم ...
امروز،
فقط امروز
برای ساختن دنیا
کافی است ...


مسافر سرزمین اسرار
تو از سرزمین اسرار آمده ای
و من از تو می ترسم ...
آری، آدمی همیشه از اسرار می ترسد ...
باید به موقع می خوابیدم
برای چشم به خوبی زیبایی
برای گوش به خوبی لالایی
و برای دل به خوبی هدیه ...
تو از کجا می آیی ای پری؟
راه گم کرده ای بر این خاک،
یا مسافری؟
و من باید به موقع می خوابیدم
تا خواب تو را می دیدم ...

باد و گیسوانت
باد
همیشه یکسان خواهد ورزید
اما نه برای تو ...
آنجا که تو باشی
باد همیشه بی قرار و نابسامان
به فریاد بدل می شود
به سوز دل
و هیاهو
و گم می شود در خرمن بی کرانه گیسوانت ...


گنج
در زیر سکوت تو گنجی است
خاموش و مغرور
همچون میراث یک دهکدۀ دور
گنجی پنهان
در خطر هجوم غارتگران
گنجی که من دیده ام
و خود را به ندیدن می زنم ...


آرامش فاتحان
ما هم اکنون شکست خوردیم
اما من آرامش فاتحان را حس می کنم
همچنین آرامش دانه ای در دل خاک ...
 




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 آبان1388 ساعت 18:57 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 2 آبان1388 | 14:52 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

 من عاشق آن دیده چشمان سیاهم

بیهوده چه گویم که پریشان نگاهم

گر مستی چشمان سیاه تو گناه است

من طالب آن مستی و خواهان گناهم...




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ شنبه 2 آبان1388 ساعت 14:52 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 29 مهر1388 | 9:55 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

 




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 مهر1388 ساعت 9:55 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 28 مهر1388 | 9:56 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 مهر1388 ساعت 9:56 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 27 مهر1388 | 17:6 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 مهر1388 ساعت 17:6 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 25 مهر1388 | 6:59 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

 

شجاعت همیشه سروصدا نمی کند برخی اوقات شجاعت صدای کمی در پایان روز است که می گوید "من فردا دوباره امتحان می کنم".




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ شنبه 25 مهر1388 ساعت 6:59 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه 24 مهر1388 | 19:7 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

به بالهايي نيازمنديم‌

بالهاي عشق و نه بالهاي عقل‌

عقل به پايين مي‌كشدت

قائم به قانون جاذبه است‌

عشق سوي ستارگان مي‌بردت




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ جمعه 24 مهر1388 ساعت 19:7 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 23 مهر1388 | 12:45 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

 عشقت به دلم اگر بتابد چه کنم،مهرت به سرايه من بخوابد چه کنم، يک دم به سؤال من جوابی بده دوست،روزی که دلم تو را بخواهد چه کنم..




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 مهر1388 ساعت 12:45 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 22 مهر1388 | 4:1 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 مهر1388 ساعت 4:1 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 21 مهر1388 | 13:9 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

من بازی با کهکشانها رو دوست دارم .

و شما رو دعوت میکنم به این بازی

این بازی دو قاعده دارد:

حفظ هماهنگی قطعات با هم

و لذت بردن از آنچه اتفاق می افتد.

 

 

 




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 مهر1388 ساعت 13:9 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 21 مهر1388 | 12:37 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 مهر1388 ساعت 12:37 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 20 مهر1388 | 5:58 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

 

 اهنگ از فیلم "رومئو و ژولیت" و اهنگساز ان نینو Roto

دانلود اهنگ "رومئو و ژولیت"

 

 




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 مهر1388 ساعت 5:58 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 20 مهر1388 | 4:24 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

این پاییز بود که من پاسخ این کلمات را پیدا کردم:

درک کردن

ابدی بودن

رمز و راز عشق در پاییز

پرواز کردن

رویایی بودن

 




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 مهر1388 ساعت 4:24 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 19 مهر1388 | 5:15 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

 آرزو می کنم با افتادن هر برگ پاییزی از درخت یکی از غمهای دلت پاک بشه.آنقدر که دیگر هیچ غمی نداشته باشی




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 مهر1388 ساعت 5:15 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 19 مهر1388 | 5:10 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

 اينگونه زندگي كن:شاد، اما دلسوز.ساده،اما زيبا.مصمم،اما بي خيال. مهربان، اما جدي.سبز،اما بي ريا.عاشق،اما عاقل.




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 مهر1388 ساعت 5:10 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه 17 مهر1388 | 5:50 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که
وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا
بود و غیر از خدا هیچکس نبود. این
قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا
هیچ کس نیست.





عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ جمعه 17 مهر1388 ساعت 5:50 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه 17 مهر1388 | 5:41 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

پاییز فصل پیر شدن برگها ست و ببینید که چطور پر رنگ تر و پر نورتر از گذشته هستند .




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ جمعه 17 مهر1388 ساعت 5:41 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 15 مهر1388 | 17:36 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

عزیز دلم از پاییزدلگیر نباش

از شاخ و برگهای زرد دلگیر نباش

و سکوتم...که نمی خواهم در موردش چیزی بپرسی

از اندوه و غمی که در قلبم هست

از در اغوش گرفتن غروب

از سرما و شب زودهنگام

که اینها همه هدیه های پاییزند




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 مهر1388 ساعت 17:36 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 15 مهر1388 | 11:0 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 مهر1388 ساعت 11:0 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 14 مهر1388 | 18:43 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

 

تقديم به شمعي كه پروانه اش منم

تقديم به طلوعي كه غروبش منم

تقديم به دريايي كه ساحلش منم

وتقديم به دوستي كه دوستدارش منم




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 مهر1388 ساعت 18:43 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 14 مهر1388 | 18:27 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

 تودريا بودى ومن قايقى خرد

كه هر جا خواست امواجت مرا برد

دلم پارو زن بيچاره اى بود

كه درامواج عشقت يك شبى مرد




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 مهر1388 ساعت 18:27 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 13 مهر1388 | 17:49 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

"این پاییز زیبا تقدیم به عشقم که تا همیشه دوستش خواهم داشت و تا همیشه برای تو و چشمانت می نویسم"




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 مهر1388 ساعت 17:49 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 9 مهر1388 | 7:34 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

 




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 مهر1388 ساعت 7:34 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 7 مهر1388 | 16:5 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

پاییز فصل بادبادک ها




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 مهر1388 ساعت 16:5 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 6 مهر1388 | 12:8 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

اگر من پرنده بودم به دنبال خزان پی در پی پرواز می کردم.

 




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 مهر1388 ساعت 12:8 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 4 مهر1388 | 20:23 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

زندگی توالی از لحظات است که هر لحظه از ان میتونه موفقیت امیز باشه.




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ شنبه 4 مهر1388 ساعت 20:23 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 2 مهر1388 | 18:26 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

جواني اوج احساسات عاشقانه است،اما اگه نتوني هيچ وقت به عشقت برسي بي صدا خواهي مرد.




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 مهر1388 ساعت 18:26 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 12 شهریور1388 | 17:15 | نویسنده : شاهزاده ی زیبا

دلبرا

آیا این کلمات شیفته مجالی برای دیدار دیدگانت خواهند داشت ؟

... یا گذر از میان لبانت  

. آمرزیدن من ! این چشمانت بود

 

در سایبان کدامین کس

عصری - من آسائیدن

و چرت منقطع کم پای را آموختم ؟

در آرامش آنان من ستارگان و ماه را در آغوش کشیدم

یک کرجی خیالی از گلبرگها ساختم

و جان خسته ام را در کف نهادم

آشامیدن را به لب پر عطشم ارزانی داشتم

خواسته چشمانم را فرو نشاندم

 

دلبرا

آنگاه که از روی تصادف دیدار کردیم

چونان نیرومندترین دیدارها بود

 

حزن من همچنان بروی جاده قدم می زد

...   آشکار

...  نقاب برکشیده

...  با کام هایی سنگین

 

...  تو حزن من بودی

افسردگی و گم گشتگی

 سکوت و پشیمانی

در بر می گرفت یک شاعر از پا در آمده از کشمکش را

 

برای چکامه سرایی

... یارا

شخصی توانمند تر در سرزمین من است

کشته شده بدست پوچی و بطالت

 

... روح من  ... به لرزش در آمد ... تو را که دید

نابگه حس کردم گوئی دشنه ای قلبم را می کاود

... تطهیر کرد قلبم را ... بیانم را 

مرا به خاک به سجود در آورد ...

با پیشانی خاک آلود و دستان - استغاثه کننده

 

در سایبان چشمان نوشین تو

... یارا

اگر نابگه ملاقات کنیم

اگر چشمانم آن دیدگان تو را بینند

آنچنان روشن - سبزفام - غرق در ابهام و بارندگی

اگر بروی جاده - با تصادفی دیگر دیدار کنیم

و چیست تصادف ؟

جز سرنوشت ؟

پس به جاده بوسه خواهم زد

بوسه خواهم زد

... دیگر بار

 




عاشقانه ها
+ نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 شهریور1388 ساعت 17:15 توسط : شاهزاده ی زیبا
Add to google Add to del.icio.us Add to digg Add to netvouz Add to blinkbits Add to technorati Add to segnalo Add to Yahoo مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
CopyRight © 2008 nabzemobail.blogfa All Rights Reserved