
تحقیقات نشان می دهد که کسانی که معنوی هستند از انهایی که نیستند شادتر و سالمتر هستند.
|
دانلود نوحه شهادت امام صادق (ع) با عنوان پیرمردی خسته |

|
|

بخوان دعای فرج را دعــــــــــا اثــــــر دارد دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عـافــیــت بـطـلـــب که روزگار بســـی فتنه زیر ســـر دارد
بخوان دعای فرج را کـه یـوسـف زهــــــرا ز پشت پرده ی غیبت به ما نظـر دارد
بخوان دعای فرج را به یاد خیمه ی سبز که آخرین گل سرخ از همه خبـــر دارد
پیشاپیش فرا رسیدن نیمه شعبان و ولادت سالار کربلا حضرت امام حسین (ع) رو به تمام دوستان تبریک عرض میکنم.![]()
سلام بر حسین علیهالسلام
سلام بر حسین، معدن رحمت حق و گنجینه علم و معرفت الهی. سلام بر پرچمدار علم و تقوا، پناه خلق خدا و حجت خدا بر بندگان او سلام بر او که خدایش از لغزش خطا و گناه پاک داشت و او را از هر بدی و پلیدی دور گردانید. سلام بر او که دوستیاش دوستی خدا، و دشمنیاش دشمنی با خداست. وجود مبارکش ریسمان عرش خدا و دامن پرمهرش دریچه نزول فیض خداست. هرکه دل به مهرش سپارد، رستگار شود و هرکه کینهاش به دل گیرد به گرداب هلاکت در افتد. سلام و درود خدا بر حسین و بر جدش، و بر پدر و مادر و برادرش و بر فرزندان معصومش که چشمههای حیات آفرینشند.
مولودی الهی
چهار سال از هجرت پربار رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم ، میگذرد. ماه شعبان بوی خوشش را در شهر مدینه پراکنده است. در خانه نورانی دخت پیامبر شعفی خاص موج میزند. آسمان پاک مدینه را نوری تازهتر روشن کرده است. مولودی آسمانی و الهی چشم میگشاید؛ غنچهای بهشتی رخ مینماید؛ نوری تازه در چشم رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم میدرخشد؛ چشمه ساری زلال و پاک در دل عالم خاکی میجوشد و جهان خلقت را به زلال حیات بخش خود میهمان میکند.
مولودی گرامی چون حسین علیهالسلام پا به عالم خاک مینهد و دل خاندان نبوت را از شادی لبریز میکند. خدایا، به شادی دل پیامبرت در این روز مبارک دلهای مؤمنان را از شادی سرشار دار.

مهر جاودانگی
حسین علیهالسلام چشم میگشاید و جهان را به حضور نورانی خود روشن میکند. بوستان عصمت و طهارت به شکفتن گل وجودش زیبایی دو چندان میگیرد و آسمان زمین به میلادش لب به تبریک و تهنیت میگشاید. حسین علیهالسلام میآید تا راه بر پایندگی دین جدّش رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم بگشاید، آزادگی را در کاملترین صورت به تصویر کشد و راه سرخ شهادت را به خون سرخ خود رنگین کند و مُهر جاودانگی بر اسلام ناب محمّدی زند. مبارک باد آمدنش! مبارک باد حضور پرنورش و مبارک باد میلاد خجستهاش!

قیام برای ارزشها
امام حسین علیهالسلام دومین نوگل بهشتیِ بوستانِ فاطمه علیهاالسلام قدم به عالم خاک مینهد تا مردانگی و پایمردی را در اوج عظمت خود به تصویر بکشد و چراغ هدایتی پرنور شود در ابتدای جاده امر به معروف و نهی از منکر. او میآید تا معروف را معنا کند، منکر را بشناساند و ایستادگی تا پای جان را در راه اعتلای خوبیها به نمایش گذارد. او میآید تا در خاطرها تا ابد بنگارد که: آن دم که حریم اسلام در خطر است، آن گاه که ارزشها مورد هجوم است و آن هنگام که «بایدها» پایمال میشود، باید برخاست؛ باید دست به کاری زد؛ باید ایستاد و ارزشها را فریاد زد و این ایستادگی و این قیام، نه زن و مرد میشناسد، نه پیر و جوان، و نه کوچک و بزرگ.
چراغ پرنور هدایت
سلام بر سرور جوانان اهل بهشت، سلام بر نوگل خوشبوی بوستان محمدی، سلام بر غنچه نوشکفته شاخسار علوی، سلام بر دردانه درخشان فاطمی، سلام بر حسین علیهالسلام ، چراغ پرنور هدایت و کشتی نجات امّت. سلام بر حسین علیهالسلام ریسمان محکم سعادت و جاده روشن رستگاری و ستاره درخشانی که در آسمان عصمت تابید. چشمهسار کرم و سخاوتی که بر کویر دلهای عطشناک جاری شد و دریای دانشی که گهرها به میراث نهاد. سلام بر حسین علیهالسلام که خونش مُهر پایندگی بر تاریخ اسلام زد و مردانگیاش عزت را به مثابه میراثی همیشگی در دلهای مسلمین قرار داد. سلام و درود خدا بر او.
جشن میلاد
مدینه را امروز هلهله ملایک فرا گرفته است. زمین و آسمان مدینه نورباران و سرور در کوچههای شهر جاری است، در خانه کوچک علی شادی موج میزند و لبخند مهمان لبهای ساکنان آن است. گویا عالم خلقت در شادی میلاد مولودی مبارک چون حضرت اباعبداللّه الحسین علیهالسلام در خود نمیگنجد و شعفاش را با چراغانی آسمان شهر نشان میدهد. طفلی که امروز بر دنیای کوچک اطرافش دیده گشوده، روزی بر تارک تاریخ شجاعت و جوانمردی و مهر جاودانگی خواهد نواخت.
بهترین مولود
مبارک باد آمدنت، ای نور چشم رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم ای ثمره شاخسار نبوت و ای شبیهترین به رسول خدا. خجسته باد میلادت ای میراثدار ادب و علم و حلم علوی و فرخنده باد مقدم خوش یمنت ای نوگل فاطمه زهرا، چه نیکوست میلادت که خود سرور جوانان اهل بهشتی. جد تو بهترین بندگان خدا و پدر و مادرت بهترین زنان و مردان عالم. مبارک باد میلاد پرنورت بر همه دوستداران و رهروان راهت و عاشقان نام نیکویت.
محبّت نبوی
سومین ستاره آسمان امامت، امام حسین علیهالسلام هفت سالِ پربرکت از کودکی را در دامان پرمهر و پربار جد بزرگوارش رسول اکرم تربیت یافت. شدت علاقه و محبت رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم ، به این کودک دلبند وصف ناشدنی و بیپایان بود آن گونه که کوچکترین اندوه یا ناآرامی او را تحمل نمیفرمود. روزی آن حضرت از کنار خانه دختر گرامیاش میگذشتند که صدای گریه کودک دلبندش حسین علیهالسلام را شنیدند. وارد خانه شده، فرمودند: «مگر نمیدانید که گریه حسین چقدر در من مؤثر است؟ «آنگاه طفل را بوسیده، فرمودند: «خدایا، من این کودک را دوست دارم. تو هم او را دوست بدار».
باران رحمت
مدتی بود که باران نباریده بود. سالی خشک بود و کوفه را خشکسالی سختی میآزرد. مردم کوفه رنجور و آزرده از این خشکسالی، شکایت نزد امیرمؤمنان علی علیهالسلام آوردند. امام از فرزندش امام حسین علیهالسلام خواست تا دعا کند و از خداوند طلب باران نماید. امام حسین علیهالسلام سرچشمه رحمت و برکت و نسیم رحمت و مهر، پس از حمد و سپاس خدا و درود بر رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم دست به دعا برداشته، از خدا طلب باران نمود. هنوز دعای حضرتش پایان نیافته بود که خداوند دستان این بنده محبوب خود را از اجابت لبریز کرد و باران رحمت خود را نازل فرمود.
بهار هدایت
امروز روز بارش باران رحمت و لطف خداست. بهار مهربانی و بخشایش است. روز میلاد چشمه سار رحمت و دریای محبت امام حسین علیهالسلام است. چه زیباست اگر امروز در ریزش پرفیض این باران رحمت دل را شست و شو دهیم و جان تشنه را از زلال محبت آن مولای مهربان لبریز کنیم؛ لحظهای در میان شادی و شعف این خجسته روز، دریچه دل به سوی نور پرفروغ او بگشاییم و بدان سو رویم که او ره مینماید و آن گاه در شادی این هدایت ناب همواره میهمان محبتش باشیم.
شادی صد چندان
میلاد خجسته پنجمین گل شاخسار عصمت حضرت اباعبداللّه الحسین علیهالسلام را به فرزند گرامیاش حضرت صاحبالامر امام زمان مهدی منتظر(عج) تبریک میگوییم و بیقرار و منتظر، چشم به راه مقدسش مینشینیم تا قدم بر دلهای ما نهد و با حضور مبارکش و با وزش نسیم عدالتش شادی این میلاد مبارک را در دلهای عاشقان مکتب جدش حسین علیهالسلام صد چندان کند. چشم به راه آن روز، به یمن این میلاد مبارک، بر مقدمش گلهای سلام و صلوات میفشانیم و این عید خجسته را به حضرتش تهنیت میگوییم.
سلام بر حسین علیهالسلام
سلام بر حسین، معدن رحمت حق و گنجینه علم و معرفت الهی. سلام بر پرچمدار علم و تقوا، پناه خلق خدا و حجت خدا بر بندگان او سلام بر او که خدایش از لغزش خطا و گناه پاک داشت و او را از هر بدی و پلیدی دور گردانید. سلام بر او که دوستیاش دوستی خدا، و دشمنیاش دشمنی با خداست. وجود مبارکش ریسمان عرش خدا و دامن پرمهرش دریچه نزول فیض خداست. هرکه دل به مهرش سپارد، رستگار شود و هرکه کینهاش به دل گیرد به گرداب هلاکت در افتد. سلام و درود خدا بر حسین و بر جدش، و بر پدر و مادر و برادرش و بر فرزندان معصومش که چشمههای حیات آفرینشند.

معدن سخاوت و بخشش
در خجسته سالروز میلاد سیدالشهدا، سرور جوانان اهل بهشت، حضرت اباعبداللهالحسین علیهالسلام به دامن رحمتش چنگ میزنیم و دستان سراسر نیاز خود را به سویش دراز میکنیم و به او که معدن سخاوت و بخشش است، امید لطف و کرم میبندیم تا به نور هدایتش دلهامان را روشن دارد و به زلال مهرش زنگار گناه از دلهامان برگیرد و در پرواز به سوی وادی لطف و رحمت الهی دریچه شفاعتمان باشد و بر این امید دل خوش داریم که هرگز دلی عطشناک از چشمه ساز زلال او باز نمیگردد و هیچ دستی تهی از لطف او باز نمیماند.

هفت تکبیر
روز عید است. رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم برای به جا آوردن نماز عید راهی میشوند. فاطمه زهرا علیهاالسلام فرزند خود امام حسین علیهالسلام را مهیا نموده، همراه با جد بزرگوارش به سوی نماز میفرستد. امام حسین علیهالسلام تازه در ابتدای کودکی است و هنوز سخن گفتن آغاز نکرده است. رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم به نماز میایستد و نور چشم او نیز در کنار او کودکانه قامت میبندد. پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم تکبیر میگوید و حسین کوچک او نیز به تقلید از جد بزرگوار خود، به زبان کودکی زبان به تکبیر میگشاید. ندای ملک مقرب خدا، جبرئیلِ امین، فرا میرسد که: ای رسول خدا، تکبیر نمازت را بازگو. پیامبر بازهم تکبیر میگوید و کودک دلبند او نیز باز به تقلید از جدش، اما کودکانه، تکبیر میگوید و بازهم و بازهم... تا رسول خدا تکبیر هفتم را میگوید و نور چشم او حسین، تکبیر هفتم را کامل ادا میکند. پیامبر نماز را آغاز میکند و سنتی مبارک در یادها میماند که نماز را به هفت تکبیر آغاز کنند.

سلطان دین
سلطان دین سرآمد مردانِ حق حسین کو مظهر حقیقت و مرآت حق نماست
کانِ جلال، کوه شکوه، آسمان جاه چهر کمال، چشم هنر، چشمه صفاست
مفتاح فیض، مهر سخا، معدن کرم مصباح شرع، شمع هدی، مشعل خداست
مفهوم سرفرازی و مقصود افتخار منظور سربلندی و معنای اعتلاست
بیلطف او نهال عمل شاخ بیثمر بیمهر او چراغ هدی شمع بیضیاست

ابوالقاسم حالت
خنده اشک آلود
شمع میخندد و شوق رخ جانان دارد اشکها بین که از این خنده به دامان دارد
شمع از اشک و گل از ژاله شود زیباتر خنده با دیدهتر جلوه دو چندان دارد
نور شادی همه آمیخته با هاله غم که به لبخند عیان غصه پنهان دارد
شمع نور ازلی قلب همایون نبی است که دل هر بشری نور خود از آن دارد
این چه رازی است خدایا که محمّد امشب لبِ پرخنده ولی دیده گریان دارد
دانی از چیست که احمد شب میلاد حسین غم و شادی بهم از دیدن جانان دارد
شاد از این است که آخر ثمر عشق رسید آمد آن فرد که بر جامعه رجحان دارد
آمد آن سوخته دل غنچه پیوسته بهار که از او چشم جهان اشک چو باران دارد
آمد آن سایه رحمت که پناه همه اوست هرکجا روی کند میل به احسان دارد
بینظیر است (حسان) چشمه احسان حسین که به خوان کرمش اینهمه مهمان دارد
منبع:شیراز باکس

خدایا کفر نمیگویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایهی دیوار بگشایی
لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…
دکتر علی شریعتی

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!
و اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) فبول فرمايد...
حركت كاروان اسيران كربلا به سمت كوفه در روز يازدهم محرم سال 61 هجري و ورود آن بزرگواران به كوفه در تاريخ 12 محرم سال 61 قمري


زيارت عاشورا را هر روز بخوانيد
امام باقر عليه السلام فرمود: هر كه حسين را در روز عاشورا زيارت كند به گونه ي كه نزد او گريان شود، خداوند را ملاقات كند در حالي كه ثواب يك ميليون حج و يك ميليون عمره و يك ميليون جهاد كه ثواب هر حج و هر عمره و هر جهاد ماند ثواب كسي باشد كه با پيامبر و ائمه اطهار عليهم السلام حج و عمره و جهاد نموده باشد، راوي گويد: عرض كردم: فدايت شوم، ثواب كسي كه در شهرها و نواحي دور ميباشد و نمي تواند در آن روز امام حسين بيايد چيست حضرت فرمود:
چون روز عاشورا شد به صحرا يا بر بلندي در خانه خود برود و در حالي كه به حضرت اشاره ميكند، سلام نمايد و تلاش كند در نفرين بر دشمنان حضرت، سپس دو ركعت نماز بخواند و اين كار را قبل از ظهر انجام دهد؛ اهل خانه خود را نيز به گريستن بر حضرت دستور دهد، خود بگويد و جزع نمايد، و اقامه عزا كند در خانه و يكديگر را با حالت گريان ملاقات كنند، چون اين اعمال را انجام دهند من ضامنم كه خداوند متعال تمام اين ثوابها را به او بدهد،
راوي عرض كرد: فدايت شوم شما ضامن ميشويد؟ حضرت فرمود: من ضامنم آن ثوابها را، آن گاه حضرت پس از ياد دادن زيارت عاشورا فرمود: اگر اينگونه حضرت را زيارت كني، همانند ملائكه ي كه زائر حسين هستند، حضرت را زيارت كرده ي و خداوند بري تو يك ميليون حسنه مينويسد، و يك ميليون گناه عفو ميكند و يك ميليون درجه تو را بلند گردانده و همانند كسي باش كه با امام حسين عليه السلام شهيد گشته و در مقامات بلند ايشان شريك ميگردي...
در ادامه حضرت فرمود: ي علقمه اگر بتواني هر روز حسين را اينگونه زيارت كني انجام ده كه براي تو نماز آن ثوابها خواهد بود انشاء الله.
* زيارت عاشورا بلا را دفع ميكند
آيت الله حاج شيخ عبدالكريم يزدي حائري اعلي الله مقامه مؤسس حوزه علميه قم ميفرمود:
در اوقاتي كه در سامراء مشغول تحصيل علوم ديني بودم، در سامراء بيماري وبا و طاعوني شايع شد، و همه روزه عده ي ميمردند، روزي در منزل استادم مرحوم سيد محمد فشاركي اعلي الله مقامه بودم، جمعي از اهل علم نيز حضور داشتند، ناگاه مرحوم آقا ميرزا محمد تقي شيرازي رحمة الله عليه كه در مقام علمي مانند مرحوم فشاركي بود، تشريف آوردند و صحبت از بيماري وبا و شيوع آن شد.
مرحوم ميرزا فرمود: اگر من حكمي بكنم آيا لازم است انجام شود؟ همه اهل مجلس تصديق كردند كه آري
ايشان فرمود: من حكم ميكنم كه شيعيان ساكن سامراء از امروز تا ده روز مشغول زيارت عاشورا شوند و ثواب آن را هديه روح شريف نرجس خاتون والده ماجده حضرت حجة ابن الحسن صلوات الله عليه و علي آبائه نمايند، تا اين بلا از آنان دور شود.
اهل مجلس اين حكم را به تمام شيعيان سامراء رساندند و همه مشغول زيارت عاشورا شدند، از فراد تلف شدن شيعيان متوقف شد و از ميان شيعيان كسي نمي مرد، ولي همه روز عده ي از اهل سنت ميمردند، و اين مطلب بر همه آشكار شد، برخي از اهل سنت از شيعياني كه با آنها آشنا بودند ميپرسيدند، چرا از شما شيعيان كسي تلف نمي شود؟ آنها ميگفتند: ما زيارت عاشورا ميخوانيم، آنها هم مشغول خواندن زيارت عاشورا شدند و بلا از آنها هم برطرف گرديد،
اين جريان را شهيد بزرگوار آيت الله دستغيب از علامه بزرگوار حضرت آقي شيخ حسن فريد گلپايگاني از علمي طراز اول تهران نقل نموده اند.
* زيارت عاشورا اميد و پناهگاه علماء
حضرت آيت الله شيخ جواد ابن شيخ مشكور، از بزرگان علماء و فقهاء نجف اشرف و مرجع تقليد جمعي از شيعيان عراق بود كه در سال 1337 رحلت نمود.
آن مرحوم در شب 26 ماه صفر سال 1336 در نجف اشرف در خواب حضرت عزرائيل را ميبيند، پس از سلام از او ميپرسد از كجا ميآئي؟ ميفرمايد: از شيراز و روح ميرزا ابراهيم محلاتي را گرفته ام، شيخ ميپرسد: روح او در برزخ در چه حاليست؟ ميفرمايد: در بهترين حالات و در بهترين باغهي عالم برزخ، خداوند هزار فرشته ماءمور كرده كه از او فرمان ميبرند، گفتم: بري چه كاري شايسته چنين مقامي شده است آيا بخاطر مقام علمي و تدريس و تربيت شاگرد؟ فرمود: نه، گفتم: بخاطر نماز جماعت و رساندن احكام به مردم فرمود: نه، گفتم: پس بري چه فرمود: جهت خواندن زيارت عاشورا. (مرحوم ميرزي محلاتي در سي سال آخر عمرش زيارت عاشورا را هيچ روزي ترك نكرد و اگر روزي بخاطر بيماري يا امر ديگري نمي توانست بخواند، نايب ميگرفته است).
آن عالم بزرگوار از خواب برخاسته فردا به منزل آيت الله ميرزا محمد تقي شيرازي ميرود و خواب خود را نقل مينمايد،
آيت الله شيرازي گريان ميشود، علتش را ميپرسند، ميفرمايد: ميرزي محلاتي از دنيا رفته است و ايشان استوانه فقه بود،
يكي گفت: اين خوابي بوده كه واقعيت آن معلوم نيست، ايشان فرمود: بله خواب است اما خواب شيخ مشكور است نه افراد معمولي، فردي آن روز بوسيله تلگراف خبر فوت ميرزي محلاتي از شيراز به نجف اشرف ميرسد و راست بودن آن خواب آشكار ميگردد.
اين داستان را جمعي از فضلاء نجف اشرف از مرحوم آيت الله سيد عبدالهادي شيرازي - ره - كه در منزل آيت الله شيرازي و آمدن آيت الله مشكور و نقل خواب خود حضور داشته است نقل نمودند.
محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.
سلام بر حسین (ع)

در تلاقی
مکه و غدیر
دستانی سراسر عشــق
رو بـه آســـمان بـلـنــد شـــد
که نوید حادثه ای شــگرف میــداد
و آن آغـاز ولایت امام عاشقان
مـــــولـای مــتـقــیـان
حضـرت عــلـی(ع)
بــود.

عید غدیر خم بر تمامی عاشقان مبارک باد.
مجموعه اس ام اس های بی نظیر ویژه عید غدیر
این عید سعید بر شما مبارک و فرخنده باد. این اس ام اس های زیبا ویژه این عید زیبا تقدیم به شما عزیزان...
عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیر المومنین علیه السلام بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد.
بقیه اس ام اس ها در ادامه مطلب....
ای علی تو نشان هدایت این امتی؛ هر که تو را دوست بدارد ، رستگار شود و هر که تو را دشمن بدارد ، به هلاک افتد. پیامبر اکرم (ص)
ولایت علی بن ابی طالب (ع) ولایت خدا و محبت او عبادت خدا و پیروی از او فریضه ای از جانب خدا است . پیامبر اکرم (ص)
هر که من مولای اویم پس علی مولای او است . پیامبر اکرم (ص)
روز غدیر خم برترین عید امت من است . پیامبر اکرم (ص)
خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت . حضرت فاطمه زهرا (س )
اعمال شب و روز عيد غدير.....
روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد.
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست
گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست
سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.
بسم رب الرضا اشف صدرالرضا بظهور الحجه
بخت گشایان بخت بند...
آيات نوراني سوره انعام كتاب درس و كتاب تصميمسازي و برنامهريزي براي زندگي است. كتاب گرهگشايي نيست...
شايد شما هم مشابه اين كارت ويزيت را ديده باشيد: استخاره و دعا ، گشايش كار، مهر و محبت، بختگشايي و... مراجعه با وقت قبلي آقاي... تلفن... الو آقاي... . اخيرا كارت تبليغاتي شما به دست من رسيده است.
مبلغ ويزيت شما براي اين كه گره از كار كسي باز كنيد، چقدر است؟ معلوم نيست. تا سر كتاب باز نشود، حروفتان حساب نشود و مشكلتان را نگوييد، تا نگاه نكنيم، مشخص نميكند دقيقا چقدر ميشود.
بايد حضوري بياييد، مشكلتان را بگوييد برايتان نگاه كنيم، تا ببينيم چه ميشود.
مثلا براي بختگشايي چقدر بايد هزينه كرد؟
براي اين كار هم سر كتاب باز ميشود و مشخص ميشود. بستگي به سن دختر دارد و اين كه آيا تاكنون خواستگار داشته است يا نه. اگر طلسم و جادو و امثال اينها در كار نباشد و اگر چله در كار او نيفتاده باشد، حدود
تاریخچه و آداب هالووین

آیا میدانید این شب سراسر خنده و شوخی که کوچک و بزرگ در انتظار آن هستند چه ماجرایی دارد؟
تاریخ این روز به بیش از 2000 سال گذشته بازمیگردد و آغاز آن درواقع بسیار جدی بوده است. شب 31 اکتبر که به هالووین (Halloween ترکیب دو کلمه Hallow مقدس و E’en که همان Evening به لهجه ایرلندی است، به معنای سر شب) شهرت دارد، ریشه در رسوم سلتیک (ساکنان اولیه جزایر بریتانیا) دارد و آداب آن بیشتر از ایرلند و اسکاتلند آمده است.

این شب در اصل از جشنی مذهبی پایه گرفته است که از قرن نهم بعد از میلاد مرسوم بوده و "روز تمام مقدسین" یا All Hallows Day نام داشته است. مسیحیان در این روز که مطابق با اول نوامبر است، به افتخار تمام قدیسین جشنی برپا میکنند که امروز به نام All Saints Day شهرت دارد و هالووین، شب قبل این جشن است.
مردم سلت در این شب لباسهایی از پوست حیوانات میپوشیدند و سر آنها را هم مانند کلاه خودی بر سر میگذاشتند تا از ارواح خبیث پنهان شوند و با کوبیدن بر طبل و اشیایی مانند دیگ و بشقابهای فلزی، صداهایی ایجاد میکردند تا اجنه و دیوها را فراری دهند. در این میان راهبان آتشی می افروختند و قربانی میکردند تا ارواح را آرام کنند.
امروزه رنگهای محبوب هالووین یعنی نارنجی و سیاه، نشانه ای از رنگ آتش راهبان در آسمان تیره شب است. پوشیدن لباس مبدل هم، از پوشیدن پوست حیوانات به لباسهایی مانند جادوگران، هیولاها، شخصیتهای مشهور و هر چه تصور کنید، درآمده است.
از طرفی، علاوه بر تاثیر این مراسم، جشنواره روز برداشت محصول رومیان نیز، که از قرن اول میلادی آغاز شد، به خصوص جشنی که در ستایش پومونا (Pomona) الهه میوه جات بوده است، بر جشن هالووین تاثیر فراوانی گذاشته است.
گرفتن سیب از آب و دویدن در هزارتوهای مزارع ذرت و البته استفاده های مختلفی که از کدو میشود، همه نشانی از جشن رومیان دارند که در طی آن برداشت محصولی خوب را جشن میگرفتند.
این رسم در واقع بازسازی اتفاقی است که در دوران گذشته و در روز "تمام مقدسین" روی میداد و در طی آن فقرا به درب منزل ثروتمندان میرفتند و از آنها پول یا غذا میگرفتند و اگر کسی از کمک به آنها سرباز میزد، ارواح خبیث به سراغش می آمدند و خانه اش را ویران میکردند.

کدوی نارنجی رنگ، جاودگر سوار بر جارو و ...
جک فانوسی یا Jack-o'-lantern: کدوهای نارنجی رنگی که به اشکال مختلف بریده میشوند و با شمعی در داخلشان، به عنوان فانوسهای شب هالووین در همه جا دیده میشوند، جک فانوسی نام داشته و پیشینه ای سلتی دارند.
جادوگرانی با جاروهای پرنده و گربه سیاه: در قرون وسطا، ترس فراوانی از جادوگران وجود داشت. به خصوص که مردم اعتقاد داشتند جادوگران میتوانند با جاروهای پرنده خود به همه جا بروند و با ارواح خبیث ملاقات کنند. عده ای هم گربه سیاه را جادوگری میدانستند که تغییر شکل داده یا حتا مرده ای است که به زندگی بازگشته است.
هالووین و عطسه! در اعتقادات سلتی، باید به کسی که عطسه میکند بگویند: خدا حفظت کند! "God bless you". زیرا آنها اعتقاد دارند که هنگام عطسه، روح از بدن به بیرون پرتاب میشود و در شب هالووین، باید حتما مراقب بود تا اگر کسی عطسه کرد به او بگویند "خدا حفظت کند" تا مبادا شیطان روح آنها را تسخیر کند.
معصومه تفسير معصوميت است که روزگارى در مدينه طلوع کرد، معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاه ها،
معصومه تفسير بلند تبعيت است از ولايت .

معصومه نگاه سبزى است که از معصوميت سرچشمه مى گيرد، معصومه، روزگار دلداگى است واز غربت به قربت رسيدن .
معصومه ترجمان بلند عاشوراست و قصه با زينب هم سفرشدن .
معصومه فلسفه شيدايى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگين ايران است که درقم، شهر اقامه مى درخشد .
معصومه ضريت بالاى ارادت به ولايت است، معصومه، قصه بلند مدينه تامشهد است .
معصومه انتهاى متبلور است. معصومه سرسلسله تنهايى است، معصومه فانى فى الله است.
کوير براى حضورت نورانى مى شود وپنجره هابه شوق رويت، نيمه شبى رابه سوى خورشيد باز نمى شوند . کوچه پس کوچه هاى قم به يمن حضورت نورانى مى شوند و سروهاى آزاد به احترامت قيام مى کنند.آرام آرام، بر پهنه کوير حضور پرولايت شکوفه مى دهد ; غربت به يمن غريب معنامى يابد.
دلم مى خواهد برايتان از بانويى سخن بگويم که خيال سبزتان نيمه شبى بر اقامه سبزش سلام مى دهدو در آينه حرمش چهره آرايد.
برايتان از بانويى سخن مى گويم که همانند زينب (س) که براى قيام قربانى داد و خورشيد عاشورا را با صبرش تعريف کرد، او هم با قدمهاى پرحياتش، به سرزمين کويرى قم حيات بخشيد ودر رگ ايرانيان خون حمايت از ولايت را جارى ساخت.
برايتان از بانويى سخن مى گويم که به يمن حضورش، شهر قم، مرکز صدور علم ودانش علوى شد و محل رشد وبالندگى .
برايتان از بانويى سخن مى گويم که بارگاه زيبايش، پناهگاه دل هاى عاشقى است که شب هاى چهارشنبه در جمکران بيتوته مى کنند. به نيابت از شيعه در نيمه شب هاى کويرى قم، سربرآستان حرم حضرت دوست مى سايند، و براى ظهور گل نرگس دعا مى کنند و از بانوى کرامت، براى شکوفه دادن درخت اجابت استمداد مى طلبند.


امام زمان (عج) به دست چه کسی به شهادت می رسد و دوران پس از وی چه مدت به طول می انجامد؟
قرآن می فرماید: "هر نفسی مرگ را می چشد". [1]طبق این آیه که بیان کننده سنت الاهی در باره همه مخلوقات است، امام زمان (ع) نیز پس از برقراری عدالت جهانی و ایجاد حکومت جهانی از این دنیا می روند. اما آیا به مرگ طبیعی یا به شهادت؟ از دستهای روایات استفاده میشود كه آن حضرت به مرگ طبیعی از دنیا میرود. روایات زیر از آن جملهاند:
1. ام سلمه از پیامبر خدا (ص) چنین نقل میكند:
مهدی از خاندان من و از فرزندان فاطمه است.... او در میان مردم به سنت پیامبرشان عمل میكند، پس هفت سال درنگ میكند و آن گاه از دنیا میرود و مسلمانان بر او نماز میگزارند.[2]
"لرد تامسون" از بزرگترین روزنامه نگاران دوران معاصر در یک دوره صاحب 285 نشریه در انگلیس، اسکاتلند، کانادا و امریکا بود.
یک روز او مرا دوستانه به سالن ناهارخوری دفتر روزنامه تایمز لندن، برای صرف ناهار دعوت کرد. موضوع صحبت ما در مورد درگیری و جنگ در کشورها، سیاست های امریکا و انگلیس و چشم اندازی از آینده و موفقیت های آن بود. ناگهان در میان صحبت هایمان آقای تامسون بی هیچ مقدمه ای گفت دکتر پیل، من پیرمردی هستم که به زودی خواهم مرد. ناگهان اتاق را سکوت فرا گرفت. سپس پرسید: می خواهم بدانم آن جا زندگی وجود دارد؟
در یک لحظه فکر کردم شاید او مرا دست انداخته است، ولی وقتی حواسم را متمرکز کردم متوجه شدم که سوال نسنجیده ای است و به آقای تامسون گفتم: " من به آن چه که خداوند در انجیل وعده داده است معتقدم، علاوه بر آن، حسی مرموز و مشترک هم در من وجود دارد."
سپس برای درک بهتر این موضوع برایش مثالی آوردم. مثال من در مورد یک جنین بود که قبل از تولدش، قلب پر مهر مادرش به او وابسته است و در این حال گویی کسی می آید و به این بچه متولد نشده می گوید: تو نمی توانی به مدت طولانی اینجا بمانی، در چند ماه آینده یا متولد خواهی شد و یا مرگ تو را فراخواهد گرفت.
جنین ممکن است خودسرانه پاسخ دهد که من نمی خواهم این جا را ترک کنم. جایم گرم است و خوشبخت هستم. نمی خواهم آن چه را که به آن تولد و یا مرگ می گویید خارج از این محیط برای من اتفاق بیفتد. در هر صورت این نوزاد متولد می شود اما به راستی چه چیزهایی را به دست می آورد؟ احساس می کند در دنیای خاکی با دست هایی پر از محبت و احساس رو به رو شده است. او به دنبال یک صورت زیبا همراه با عشق می گردد که بی شک صورت زیبای مادرش است. او با خوشبختی به دنیا آمده و با خود می گوید: چقدر من احمق بودم واقعا که این جا، جای شگفت انگیزی است. بعدها او به دنبال لذات و بازی های بچگی می رود به تدریج رشد می کند و به دوران جوانی می رسد، با تمام هیجانات و عشق های جوانی، او ازدواج می کند و به فرزندانش عشق می ورزد سال ها می گذرد با همه مشکلاتی که آدمی با آن ها سروکار دارد. در میانسالی، موفقیت ها و کارهای بزرگ، لذت زندگی او خواهند بود، به تدریج با بالا رفتن سن، پیر می شود و گام هایش کوتاه تر و آرام تر می گردد و اینک کسی به او می گوید: تو به زودی خواهی مرد و یا بهتر بگویم تو در جای دیگر متولد خواهی شد. و او بار دیگر ممکن است مخالفت ورزد و با تعرض بگوید: من نمی خواهم بمیرم. من چیزهایی زیادی برای دوست داشتن و عشق ورزیدن دارم. من این دنیا را دوست دارم، غروب خورشید، دیدن ماه و درخشش ستارگان را. من دوست دارم وقتی که هوا سرد می شود، گرمای آتش را روی صورتم احساس کنم و در یک عصر زمستانی قرچ قرچ برف ها را زیر پاهایم بشنوم. من نمی خواهم بمیرم با همه این اوصاف، این قانون طبیعت است و او می میرد.
پس از آن چه اتفاقی می افتد؟ خدایی که خالق ماست چرا ناگهان همه چیز را تغییر می دهد؟ حال ما می توانیم بپذیریم که او یکبار دیگر احساس عشق کند و در جست و جوی چهره زیبایی باشد، چهره ای دوست داشتنی تر از چهره اولی که او سال ها پیش دیده بود؟ و آیا او برای همیشه و تا ابد آن جا خواهد ماند؟ حرف هایم را خاتمه دادم، آقای تامسون در حالی که میان اطرافیان سکوتی فراگیر شده بود، آهی کشید و گفت: من هیچ گاه این مثال شما را فراموش نمی کنم چرا که به من کمک کرد تا پاسخ سوالی را که سال ها مرا باه خود مشغول داشته بود، پیدا کنم. و پس از مکث کوتاهی ناگهان حالت او تغییر کرد و پرسید آیا تو فکر می کنی من آن جا را دوست خواهم داشت؟ و من پاسخ دادم: البته خیلی مهیج خواهد بود. با پوزخندی پرسید: من آن جا چه خواهم کرد؟ - شاید روزنامه بخری و بفروشی.
همه اطرافیان خندیدند. بعد از گذشت جند ماه لرد تامسون زندگی را بدرود گفت و به سرای باقی شتافت و به عبارت بهتر یکبار دیگر متولد شد و من فکر می کنم خداوند او را خوب حفظ خواهد کرد.
نویسنده : دکتر پیل
مترجم : زهره سخا
گويند كريم است و گنه مي بخشد......گيرم كه ببخشد زخجالت چه كنم
یا رب ز تو امروز عطا می طلبم
هشیاری و بخشش خطا می طلبم
مقبولی روزه و نماز و طاعات
از درگه لطفت به دعا می طلبم

كسانى كه اهل دعا و راز و نياز و اهل شب قدر هستند، نقش خويش را در شب قدر به خوبى دريافته اند. گاهى اين حالات آن چنان ژرف و تاثيرگذار است كه تا شب قدر آينده و بلكه تا آخر عمر، در همه افكار، اخلاق، كردار و رفتار شخص رخنه كرده و آن را در يك خط و سير معنوى قرار مى دهد. ديگرانى هم كه به اين حد از معنويت راه پيدا نمى كنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داریهای شب قدر بهره بردارى كرده و فيض معنوى مى برند. ريشه اصلى اين دگرگونى ها و حالات، به خود افراد بر مى گردد و اينكه تا چه حد خود را آماده بهره بردارى از بركات شب قدر و فضيلت هاى آن كرده باشند. اگر معنوياتى كه در شب قدر نصيب انسان شده و در زندگى آن ها تحولى آفريده، هيچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نويسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند، براى هر كس بدون ملاحظه حالاتش تقدير كنند در اين صورت مقتضاى حكمت و مصلحت اين است كه يا به هيچ كس هيچ ندهند و يا آنچه مى دهند، به همه يكسان و على السويه بدهند؛ در حالى كه ما مى دانيم همه بركات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازير مى گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى شود؛ پس نتيجه مى گيريم تنها دليل اين تفاوت، كارها و اعمال و ميزان تلاش خود بندگان است و بس. نتيجه اينكه يكى از راه هاى رسيدن به اينكه آيا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند يا نه، اين است كه ببينيم چه اندازه دگرگونى در همين شب با بركت در آنان ايجاد گشته است

زبان، مهم ترین وسیله برای برقراری ارتباط بین انسان هاست. خداوند این توانایی بر تکلّم و صحبت کردن را از نعمت های بزرگ خود برمی شمارد که در ابتدای سوره ی الرحمن به آن اشاره می کند. پیامبرانی را که خداوند برای هدایت انسان ها مبعوث می فرمود باید برای ارتباط با قوم خود به زبان همان قومی که در میان آنها مبعوث شده اند صحبت می کردند و دستورات اخلاقی و احکام و عقاید را به همان زبان برایشان بیان می کردند. با توجه به شرایط قبل از بعثت در میان جاهلیّت عرب، خداوند پیامبراکرم (ص) را در میان قوم عرب مبعوث فرمود، پس باید به زبان آنها صحبت کرده و معجزه ای می آورد که قابل فهم باشد. لذا قرآن، معجزه ی پیامبر (ص)، نیز به زبان عربی نازل شد. اگر چه نباید خصوصیات ذاتی زبان عربی، از جمله قانون مند بودن قالب های فصاحت و بلاغت بسیار آن و ... را نادیده گرفت.
اما سؤال دیگر این است که چرا آخرین پیامبر (ص) خدا عرب زبان بود، تا به دنبال آن، کتابش نیز به زبان عربی باشد؟ در پاسخ باید گفت: با توجه به این که عرب ها مردمی هستند که به زبان، راه و روش و آیین و نسب خود تعصب خاصی دارند (عامل درونی حفظ) و در طول تاریخ، هیچ حکومت و سلطه ی خارجی هم نتوانسته آنان را به تغییر زبان مجبور کند(عدم عامل بیرونی برای تغییر) و امکانات فراوان زبان عربی برای بیان بیشترین حجم از مطالب در کمترین حجم از الفاظ بدون ابهام گویی و نارسایی، سرزمین حجاز و زبان عربی، بهترین راه دفاع طبیعی و غیر خارق العاده از دین و بقای دین خاتم و کتاب ایشان بود. بنابراین، یکی از دلایل نازل شدن قرآن به زبان عربی، حفظ و صیانت ابدی آن بوده است.
رسول خد اصلی الله علیه وآله فرمودند:
«خدا رحمت كند كسى را كه خیرى پیش بفرستد و از روى میانه روى، انفاق كند. راست بگوید و مالك انگیزه هاى شهوانى، نه اسیر آنها، باشد. از فرمان نفس سر باز زند تا نفس بر او حاكم نشود.» (بحارالانوار، ج 74، ص 179)
پیامبر اكرم، بر كسى كه داراى پنج صفت باشد رحمت مى فرستد:
1- «خیرى را پیش بفرستد» در انتظار این نیست كه دیگران براى او به فرستند، بلكه خود پیشاپیش براى خودش ذخیره مى كند و خانه آخرتش را آباد مى گرداند.
2- «از روى میانه روى(نه از روى افراط و تفریط)انفاق كند» رعایت حدّ وسط مى كند; نه آن چنان مى بخشد كه خودش را بیچاره كند و نه آن چنان خسیس است كه خیر او به دیگران نرسد.
3- «راست مى گوید» زبانش به كذب و دروغ آلوده نمى شود.
4 و 5- «انگیزه هاى شهوانى خود را مالك است و آنها حاكم بر او نیستند،از فرمان نفسش پیروى نمى كند پس نفس حاكم بر او نیست» مهم این است كه انسان نفس خویش را اسیر كند و بر آن افسار بزند، نه این كه اسیر نفس خویش باشد. مثلا، آیا وقتى عصبانى مى شود زبانش در اختیار اوست یا نه؟ یا وقتى آتش حسد در درونش زبانه كشید مى تواند با نیروى ایمان آن را خاموش گرداند؟ خلاصه انسان بر سر یك دوراهى است كه یك راه به سوى خدا و بهشت مى رود و راه دیگر(كه تنها منحصر به یك راه نیست بلكه راه هاى بى انتها دارد) به جهنّم رهسپار مى شود.
البته گفتن این مطلب آسان ولى عمل به آنها مشكل است. تسلّط بر نفس، ریاضت مى خواهد، آشنایى با مفاهیم قرآن و روایات اهل بیت را مى طلبد. باید شخص هر روز، قرآن و تفسیر و روایات را بخواند و واقعاً در مغز خودش تحلیل كند و از آنها نیرو بگیرد. بعضى هستند مى گویند: مى دانیم كه این عمل بد است، ولى نمى دانیم كه چرا وقتى به آن مى رسیم كنترل خود را از دست مى دهیم! معناى مملوك بودن همین است یعنى مى داند امّا نمى تواند، چون مالك خویشتن نیست; مانند شخصى كه در سراشیبى كوه ناگهان بى اختیار سرعت مى گیرد، اگر چیزى جلوى او را نگیرد با سرعت زیاد مى آید تا مانعى او را نگهدارد، ولى اگر به دامنه برسد، از سرعتش كاسته مى شود و آرام مى گیرد. نفس نیز چنین است، چقدر دردناك است كه انسان بداند ولى نتواند! زیرا زمانى كه نمى داند و گناهى مى كند، شاید مسؤولیّت چندانى نداشته باشد. اینها همه هشدار است كه مواظب اعمالمان باشیم و كارهاى نیك براى خودمان بفرستیم، امّا اگر عمل زشتى را مرتكب شدیم و موفّق به توبه نگشتیم و از این دنیا رفتیم، عذاب آن را نیز باید تحمّل كنیم.
سئوال شيخ عبدالناصر الطيراري، استاد سابق دانشگاه در واكنش به گزارش هاي رسانه هاي تركيه مبني بر اين بود كه برخي شخصيت هاي مذهبي اجازه استفاده از پچ هاي ضد اشتها (patch قطعه پارچه داراي مواد دارويي كه معمولا روي پوست بدن مي چسبانند) را براي روزه داران مجاز دانسته بودند.
كساني كه رژيم لاغري مي گيرند معمولا از اين پچ ها استفاده مي كنند.
يك روزنامه چاپ عربستان سعودي به نقل از شيخ ناصر نوشته بود كه اين پچ ها بايد ابتدا آزمايش شوند تا معلوم شود داراي مواد مغذي هستند يا نه.
نظر شيخ ناصر اين است كه در صورتي كه پچ هاي ضد اشتها مغذي تشخيص داده شوند، استفاده روزه گيران از آن ممنوع است.
بحث و جدل بر سر پچ هاي ضد اشتها هنگامي درگرفت كه مقامات مذهبي تركيه يك سايت اينترنتي ويژه به راه انداختند.
يكي از مراجعه كنندگان به اين سايت سئوال كرده بود كه آيا استفاده از پچ هاي ضد اشتها به مثابه تقلب در روزه گرفتن است يا نه.
يك مفتي سرشناس تركيه در پاسخ به اين سئوال گفته بود كه او اشكالي در استفاده از اين پچ ها براي روزه داران نمي بيند.
يك استاد رشته الهيات تركيه نيز با اين نظر موافقت كرده و گفته بود تاثير اين پچ ها به دوش گرفتن بيشتر شبيه است تا به خوردن غذا.
هدف از روزه گرفتن افزايش كنترل شخص بر اميالي مانند غذاخوردن، خوابيدن و كشيدن سيگار است، ولي براي برخي از روزه داران خودداري از غذاخوردن براي مدتي طولاني يعني از طلوع تا غروب آفتاب، كار بسيار مشكلي است.
آیا تا به حال به این پرسش اندیشیده اید كه «سهم شما از این دنیا چیست»؟
نقطه كانونی این پرسش، درنگ در این آیه است:
امیرمؤمنان علیهالسلام در تفسیر «سهم» می فرماید: «سلامت ، توانایی ، فرصت ، جوانی و شادابیت را فراموش مكن ، تا با آنها ، آخرت را به دست آوری».2
به اختصار، تواناییها و فرصتهای زندگی را یادآور می شویم، تا پاسخی برای سهم شما بیابیم.این تواناییها و فرصتها عبارتند از:






















Masjid Al Haram , Mecca , Saudi Arabia

آن چه با عنوان قلب و دل، در قلمرو معارف دينى و آموزههاى عرفانى و اخلاقى مطرح است، با آن «دل» كه خاستگاه هوسهاى شيطانى و تمايلات نفسانى است، متفاوت است.
اين، راه به ملكوت مىگشايد، آن به بيراهه نفسانيّات مىكشاند.
اين، مدبّر و مدير وجود است، آن مدار وسوسههاى دون.
در روايات، براى «قلب»، نقشى هدايتگر و كنترل كننده و پيشوا معرفى شده است. پيامبر اكرم - صلىاللّهعليهوآله - فرموده است: «القلب مَلِكٌ و له جُنودٌ، فاِذا صَلُحَ الملِكُ صَلُحت جُنودُه و اِذا فَسَدَ الملِكُ فَسَدَت جُنودُه»،1
قلب همچون پادشاهى است كه لشكريانى دارد. اگر پادشاه صالح باشد، سربازانش هم صالح مىشوند و هرگاه فرمانروا خراب باشد، سپاهيان او نيز فاسد و خراب مىشوند.
اين، يعنى همان نقش رهبرى، هدايتگرى، خطدهى، سامانبخشى و مديريت در حالات و رفتار و خصلتهاى انسان، كه در اختيار دل است.
دستگاه عصبي انسان از ميلياردها سلول عصبي( نورون) تشكيل شده است. توجه كنيد كه خالق يکتا، همه اين سلول ها را با نظمي خارق العاده و اعجاب انگيز، در كنار هم قرار داده است.
در اين ميان ناقل هاي عصبي(نوروترانسميترها)، مواد شيميايي بسيار ريزي هستند كه در هر لحظه اي از حيات انسان، دچار ميلياردها تغيير شگرف مي شوند و ارتباط اجزاي دستگاه عصبي را با يكديگر و با سراسر بدن، فراهم مي كنند.
با پيشرفت علم در دهه هاي اخير روشن شده است كه تمام فرآيندهاي جسمي و رواني بشر در ارتباط نزديك با تغييرات اين ناقل هاي عصبي است؛ به عنوان مثال، افزايش برخي ناقل هاي عصبي در سيستم اعصاب، از جمله يك ناقل عصبي به نام "دوپامين" منجر به ايجاد شادي در انسان مي شود و از طرفي، كاهش "دوپامين" منجر به ایجاد افسردگی در فرد خواهد شد.