
مشاور ستاد مبارزه با مواد مخدر با اعلام این مطلب گفت: ماده مخدری که تحت عنوان کراک در جهان معروف است 20 یا 30 سال از زمان ورودش به بازار مصرف می گذرد و نوعی کوکائین خالص شبیه سنگ نمک است و به همین دلیل نیز این نام را بر آن گذاشته اند.
دکتر فرهاد طارمیان با برشمردن ویژگیهای کراک موجود در ایران گفت: ماده مخدری که در سالهای اخیر به بازار مصرف ایران راه پیدا کرده است بر خلاف کراک خارجی از مشتقات هروئین و یا به تعبیری هروئین خالص است و به احتمال زیاد قاچاقچیان و توزیع کنندگان این نام را بر آن گذاشته اند.
استادیار دانشگاه علوم پزشکی زنجان در ادامه افزود: هروئین خالص در بیرون از ایران وجود ندارد و به همین دلیل در برخی کشورها از این ماده مخدر به عنوان "کراک ایرانی" یاد می شود و برخی تصور می کنند که یک ماده مخدر جدید در ایران تولید و مصرف می شود در صورتی که این تصور تصوری اشتباه است.
دکتر طارمیان با اشاره به تحقیقات انجام شده بر روی این ماده مخدر گفت: بر اساس تحقیقات انجام گرفته همین ماده هم خالص نیست و در بیشتر مواقع ترامادول و دیگر مواد با آن قاطی شده است.
این استاد دانشگاه افزود: هروئین معمولی موجود در ایران که یک گرد سفید رنگ است فقط پنج درصد خلوص دارد و بقیه آن ناخالصی است اما این ماده ای که به کراک معروف شده نسبت به هروئین درصد خلوص بیشتری دارد و به همین دلیل هم تاثیرات مخرب آن به مراتب بسیار بیشتر و خطرناکتر است.
مشاور ستاد مبارزه با مواد مخدر در رابطه با چرایی نام گذاری این ماده با عنوان "کراک" و اسم واقعی آن گفت: این ماده در حقیقت اسم دیگری ندارد و من احتمال می دهم قاچاقچیان برای یافتن بازارهای جدید این نام را بر آن گذاشته اند و ما هم به طبع از همین نام استفاده می کنیم.
براي بيشتر زنان و مردان آرايشگاه رفتن به معناي زيبايي و به دست آوردن چهرهاي تازهتر و زيباتر است ولي پشت اين همه رنگ و مش و قيچي و بند گاهي خطراتي وجود دارد که سلامت شما را تهديد ميکند. خطراتي که به چشم نميآيند.
چهار خطر زير را ميتوان بهعنوان مشت نمونه خروار ذکر کرد:..........
روزهاي عاشقي، روزهاي خوشبختي و آرامش براي منصوره خيلي زود به پايان رسيد و او روز به روز به سياهترين لحظه زندگي عمرش نزديك شد؛ لحظه قتل. اين زن چندي پيش در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شد و قضات دادگاه با مجرم شناختن او به خاطر معاونت در قتل، وي را به 18 سال حبس محكوم كردند اما خود منصوره حاضر به پذيرفتن جرمش نيست: «من هيچ نقشي در قتل شوهرم نداشتم. جواد به تنهايي اين كار را انجام داد.»
مردي كه منصوره تقصير را گردن او مياندازد همان فردي است كه با وي پنهاني رابطه برقرار كرده بود....
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، روزي كه دانشگاه قبول شدم فكر مي كردم تمام مشكلات زندگي ا م حل شده است و خيلي خوشحال از شهرستان راهي مشهد شدم تا در دانشگاه درس بخوانم . من كه با ورود به شهري بزرگ احساس غربت مي كردم در همان روز هاي اول ترم، با يكي از هم كلاسيهايم صميمي شدم وكم كم دوستي ما باعث شد تا پا به خانه آنها بگذارم كه اي كاش پاهايم قلم مي شدند و هيچ وقت به آن جا نمي رفتم!پسر جوان در حالي كه اشك مي ريخت به كارشناس اجتماعي كلانتري ميدان جهاد مشهد گفت: « پيام» چهار خواهر و برادر دارد و چند سال قبل پدرش را از دست داده بود .من از همان لحظه اول كه وارد منزل آنها شدم متوجه رفتار عجيب و غريب و محبت بي حدو اندازه مادر وي شدم اما فكر نمي كردم در چه تله اي افتاده باشم! چون مادر دوستم از نظر سني جاي مادر خودم بود. مدتي گذشت و وابستگي خانواده پيام به من خيلي زياد شد تا جايي كه اگر يك روز به خانه شان نمي رفتم مادرش تماس مي گرفت و حالم را مي پرسيد.او بالاخره يك روز با مكر و حيله مرا كه پسري 22 ساله هستم را در حلقه هوس هاي شيطاني گرفتار كرد و گفت : مي توانيم با هم از دواج موقت كنيم !با شنيدن اين حرف از زني كه مادر دوستم بود ناراحت شدم مي خواستم گوشي را قطع كنم كه او مرا خام كرد و با وعده و وعيد سرم را كلاه گذاشت . چند ماه از اين ازدواج موقت گذشت و او كه با محبت هاي خودش مرا گول زده بود گفت بايد با هم ازدواج دائم كنيم . ديگر نمي فهميدم چكار مي كنم و چه بلايي قرار است به سرم بيايد لذا دست زني كه 21 سال از من بزرگتر است را گرفتم و با هم به محضر رفتيم و او را با مهريه 1000 سكه طلا به عقددائم خودم درآوردم.اما چشمتان روز بد نبيند چون از فرداي آن روز مشكلات من شروع شد و همسرم سر ناسازگاري گذاشت . از طرفي مادر و پدرم از شهرستان مدام تماس مي گرفتند و مي گفتند دختر يكي از اقوام را مي خواهيم به عقد تو در بياوريم زودتر بيا و شناسنامه ات را هم بياور.الان من و همسرم با هم درگير هستيم و جالب اين جاست كه دوستم پيام نيز كه حالا پسر خوانده ام شده است نسبت به اين ماجرا و اختلافات ما هيچ گونه حساسيت و عكس العملي نشان نمي دهد . شايد باور نكنيد من دو سه بار از دست اين زن كتك مفصلي خورده ام . او شناسنامه ام را گرفته است و مي گويد با پدر و مادرت تماس بگير تا بيايند و عروس شان را ببينند و مهريه ام را نيز با خود بياورند چون بايد مرا طلاق بدهي!تازه مي فهمم اين حيله براي نقد كردن مهريه اي سنگيني است كه طوق آن را بگردن نهاده ام. امروز به كلانتري آمده ام تا راهنمايي بگيرم ضمن اين كه از آبرويم خيلي مي ترسم و نمي دانم جواب پدر و مادرم كه اين قدر برايم زحمت كشيده اند و با هزار اميد و آرزو مرا به دانشگاه فرستاده اند را چه بدهم و چه طور توي چشمان شان نگاه كنم. در ارتباط با اين پرونده نظر عليرضا حميدي فر، كارشناس ارشد روان شناسي را جويا شديم وي معتقد است در بروزاين مشكل، پسر دانشجو به خاطر ضعف درقدرت « نه» گفتن، ناآگاهي از مهارت هاي اجتماعي و بين فردي و تشخيص موقعيت ها، عقده هاي ناگشوده دوران نوجواني و عدم گذار موفقيت آميز از بحران هاي دوران نوجواني كه پيش نياز موفقيت در دوران جواني( همسر گزيني) مي باشد و همسر وي نيز به دلايلي مانند جبران شكست ها و ناكامي هاي قبلي كه باعث ترغيب وي به ازدواج شده است نقش دارند . وي توصيه كرد افراد و به ويژه جوانان بايستي مولفه هاي مهارت ابراز وجود كه برخي از آنها عبارتست از جلوگيري از پايمال شدن حقوق خود و رد تقاضا هاي نامعقول ديگران، برخورد درست و موثر با واقعيت ها، حفظ اعتماد به نفس و انتخاب آزادانه، مواضع خود را بياموزند وآنها را در زندگي به كار بندند تا شاهد اين گونه موارد نباشيم!

هرچند ضرورت ازدواج به هنگام از جمله موضوعاتي است كه تاكيدات قرآني متعددي درباره آن وجود دارد اما در کنار اين موضوع، احکام اسلاميهمواره بر اين ضرورت تاكيد دارند كه تشكيل خانواده بايد با درايت و آگاهي صورت گيرد چرا كه بيتوجهي به اين امر از قوام اين نهاد كه اساس جامعه را تشكيل ميدهد كاسته و زمينهساز بروز مشكلات متعددي ميشود.
*بياعتمادي يكي از عمدهترين آسيبهايي است كه زندگي زوجيني را كه بهواسطه آشنايي در فضاي مجازي با يكديگر ازدواج ميكنند، تهديد ميكند چراكه همواره اين دغدغه با آنهاست كه «آيا همسرشان با افراد ديگري هم چت ميكند؟»
*محدوديتهاي ارتباطي با جنس مخالف ،مهمترين علت گرايش برخي جوانان به فضاي مجازي ميباشد.
*حمايت خانوادهها از فرزندانشان را راهكار مناسبي براي كنترل آسيبهاي ناشي از همسريابي اينترنتي ميداند .
*بيشتر دختران از شيوه همسريابي اينترنتي براي انتخاب همسر مناسب استفاده ميكنند و اين در حالياست كه پسران بيشتر با نگرش سرگرميوارد «چتروم» ميشوند.
*«شايد بتوان ادعا كرد كه آشنايي در چترومها بتواند به كاهش سن ازدواج كمك كند زيرا اقبال به استفاده از اينترنت در جوانان بين 20 تا 25 سال است اما نميتوانيم آن را به جامعه خودمان تعميم دهيم.»
*«مشكل كنوني ما اين است كه پسران حاضر به قبول مسووليت ازدواج نيستند و در نهايت اين جامعه زنان هستند كه از اين شيوه ازدواج آسيب ميبينند.»
*ازدواجهاي موفق كه ريشه در آشنايي اينترنتي دارد توسط افرادي صورت گرفته است كه از شخصيتهاي پختهاي برخوردار بودهاند به اين معنيكه بهطور تصادفي با هم در اينترنت آشنا شدهاند نه اينكه از اين طريق با هم ازدواج كنند.
*بيشترين افرادي كه از طريق همسريابي اينترنتي مبادرت به آغاز آشنايي ميكنند شامل گروههايي هستند كه محدوديتهايي دارند؛ حالا اين محدوديتها ممكن است مربوط به مشكلات فردي، خانوادگي، ظاهري و فرهنگ حاكم بر محيط زندگي فرد باشد.
*«در فضاي مجازي تضميني وجود ندارد كه اطلاعات ارايه شده توسط كاربران تا چه حد صحت دارد زيرا در بسياري از موارد افراد ايدهآلهاي خود را به طرف مقابل منعكس ميكنند.»

* آشنايي خانوادهها با همسريابي اينترنتي نيازمند گذر زمان به نسبت طولاني است البته درصورت فراگيري آن نيز فرهنگ حاكم بر جامعه ايران زمينهاي را فراهم ميكند كه خانوادهها از اين شيوه استقبال نكنند و ترجيح دهند امر ازدواج را با شيوه سنتي آن پيگيري كنند.
پژوهشگران مي گويند تحقيقات نشان مي دهد مردم در ارتباطات خود از طريق پست الکترونيکي بيشتر از ديگر ارتباطات دروغ مي گويند.به گزارش سايت روزنامه انگليسي گاردين، از دير باز کارشناسان مي دانستند که دروغ گفتن در متن نوشتاري آسانتر از دروغ گفتن به صورت زنده است زيرا عوامل فيزيکي از قبيل تماس چشم ها، فريبکاري را دشوار مي کند.اما آزمايشهاي روانشناختي توسط استادان رشته بازرگاني در دانشگاههاي راتگرز، لي هاي و دوپل در امريکا نشان مي دهد احتمال اين که مردم در ايميل دروغ بگويند به مراتب بيشتر از احتمال دروغ گفتن آنان در سندهاي دست نوشته است.
به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار تركيه به نقل از گازته وطن تركيه، جيمز لاولاك، از مشهورترين اقليم شناسان جهان با اشاره به اينكه گرم شدن زمين پديده اي اجتناب ناپذير است سال 2040 را فلاكت بارترين سال دنيا اعلام كرد.
لاولاك ضمن تأكيد بر اينكه از اين به بعد پيشگيري ها هيچ فايده اي نخواهد داشت مهمترين اثرات گرمايش جهاني براي 32 سال بعد را اينچنين عنوان كرد:
6 ميليارد نفر در دنيا اسير سيل، خشكسالي و بي غذايي خواهند شد.
ساكنين جنوب اروپا و خاورميانه به كانادا، استراليا و انگلستان كوچ خواهند كرد. براي اين افراد كمپهاي مهاجرين درست خواهد شد.
بخاطر تأثيرات شرايط آب و هوايي جنگهاي نژادي رخ خواهد داد.
اگر حتي از همين امروز هم انسانها از تكنولوژيهاي سازگار با محيط زيست استفاده كنند. يا برعكس از ذغال و ماشينهاي چهار ديفرانسيل استفاده كنند باز هم هيچ تأثيري روي گرمايش جهان نخواهد داشت چرا كه ديگر بسيار دير شده است!
دماي هواي تابستان در اروپا به طور متوسط بين 43 تا 49 درجه در تغيير خواهد بود. بخاطر افزايش دما در اروپا صنعت كشاورزي به پايان خود خواهد رسيد.
بيابان تا نقاطي از اروپاي مركزي پيشروي خواهد كرد و به پاريس و حتي برلين خواهد رسيد.
لندن به دليل بالا آمدن رود كمبريج به طور مداوم با سيل و زير آب رفتن دست و پنجه نرم خواهد نمود.
چين به كشوري غيرقابل سكونت تبديل خواهد شد. به همين خاطر چينيها به آفريقا نقل مكان خواهند نمود. به همين منظور؛ چين از هم اكنون مشغول فعاليتهايي در آفريقاست. روسيه هم به سيبري كلونيزه خواهد شد.
بنگلادش از نقشه جهان حذف خواهد شد!
روي زمين 80 درصد انسانها امكانات زيستي ندارند. يعني ظرفيت زيست زمين 20 درصد جمعيت جهان است. در سال 2040 اين هشتاد درصد خواهند مرد!
به گزارش سرويس اخبار ويژه خبرگزاري آريا به نقل از سايت بصيرت، بررسي پروندههاي ازدواج اتباع خارجي با بانوان ايراني نشان ميدهد كه تعدادي از بانوان ايراني كه اغلب آنها را زنان كرد تشكيل ميدهند بدون توجه به قوانين جاري كشور اقدام به ازدواج با اتباع خارجي ساكن در استان آذربايجان غربي كه اغلب اكراد عراقي هستند، ميكنند كه تبعات مختلفي به بار ميآورد.
بنا بر اين گزارش، حدود يكهزار ازدواج اتباع كرد عراقي با زنان ايراني در استان شناسايي شده که در پي اين ازدواجها كه در دفتر رسمي ثبت نميشوند بعد از مدتي تبعه خارجي، همسر خود را با چند كودك ترك كرده و به كشورش باز ميگردد و همين امر مشكلات زيادي را براي زن ايراني ايجاد ميكند. به دليل اينكه اين ازدواجها ثبت نشده، امكان پيگيري حقوق زنان وجود ندارد و آنان نميتوانند حق خود را مطالبه كنند. كودكان حاصل از چنين ازدواجي كه ثبت قانوني نشدهاند، شناسنامه ندارند و به تبع آن امكان تحصيل براي آنها فراهم نميشود و از بسياري از حقوق اجتماعي نيز محروم ميشوند.
گفته بودم كه توي اين قطعه همه قبرها دو طبقه هستند . مرده هاي زن هم تو اين قطعه چال شدند . شب ها زناي مرده از قبرشون ميان بيرون ميرند زير يه درخت مي نشينند با هم حرف مي زنند . همين شب پيش تصميم گرفتم برم نزديكشون ببينم چي مي گن؟
رفتم . زناي مرده دور هم حلقه زده بودند، كفن هاي بعضي ها سوراخ سوراخ بود همانطور كه كفن هاشون رو مي كشيدند رو پا هاشون و رو سينه شون يكيشون گفت:
خانوم ها گوش كنيد چند شب پيش رفته بودم قطعه 320 يه خانومي كه تو يه قبر دو طبقه چال شده بود ...واي خداي من چه پزي مي داد . مي گفت يه روز كه يادش رفته بوده عينك اش را ورداره وقتي مي خواسته از عرض بزرگراه رد بشه يه ماشين مدل بالا زده بوده بهش . خانوم هاي ديگه خنديدند، اما يكي از خانوم ها با خنده گفت به اين حرف ها گوش نكن خواهر، پز مي داده عينك اش را نياورده بوده يه پيكان مدل 48 بهش زده فكر كرده يه بنز مدل 2008 بهش زده . همه خانوم ها خنديدند .من كه نمي دونم خانومي اما اگه يه پيكان بهش زده باشه واويلاست، اون زن تا قيامت بايد تو خِفَت اين بمونه كه با پيكان تصادف كرده مگه نه خانومي؟ خانوم اولي ادامه داد . تازه چقدر پز مي داد كه كفنش با كافورش رو از خارجه براش آوردند . يكي ديگه از خانوم ها كفن اش رو كشيد رو صورتش و گفت: واه...واه چه مرده هايي پيدا مي شن . خب كفن و كافور من هم خارجيه... خانوم هاي ديگه پرسيدند از كجاست؟ جواب داد كفن ام مال عربستانه
بعد گفت بياييد ببينيد چه جنسي داره كافورم نمي دونم مال كجاست اما خيلي خوشبوست بياييد بو كنيد . يه خانوم مسني بلند شد رفت دستي به كفن اون زن زد و گفت عاليه بعد پرسيد از مكه آوردي؟ اون زن هم گفت بله خانوم رفته بودم زيارت خريدم آوردم
زن مسن رفت جلو اون زن رو بو كرد و با لبخندي گفت: درست مي گه بوي مكه ميده...بوي فاطمه داره . بوي زينب ميده . همه زن ها بلند شدند رفتند شروع كردند به بو كردن اون زن . اون زن گفت اون خانوم اگه با بنز تصادف كرده من يكي با مرض آخرين مدل يعني مدل 2008 مردم اومدم . زن هاي ديگه پرسيدند با چه مرضي خانوم؟
زن جواب داد من آلزايمر آخرين مدل گرفته بودم ما تو آپارتمان هشت طبقه زندگي
مي كرديم همين طوري الكي رفتم بالاي پشت بوم رفتم لبه ديوار هوس كردم پرواز كنم بله خانوم ها پرواز كردم چه كيفي داشت بال بال زدم بال هام ضعيف بود اما پرواز كردم تا اين جا . آره خانومي نگاه كردم يه گوشه دختر جووني پاهاش رو جمع كرده بود رو سينه اش، دستهاش را گذاشته بود رو زانو و پيشانيش را هم گذاشته بود رو دستهاش . خانوم مسن پرسيد : دخترم تو چطوري اومدي اين دنيا؟ دختر سر بلند كرد و جواب داد من درد بي درمون گرفتم و اومدم اين جا . خانوم ها با تعجب پرسيدند درد بي درمون ديگه چيه نكنه درد مدل 2001 هان؟ دختر يه نگاهي به زناي مرده انداخت و گفت: يه دردِ قديميه از روز ازل بوده مي گن با آدم و حوا اومده زمين . نمي دونيد چه درديِ
درد عشق خانوم ها عشق مي فهميد؟ يكي از خانوم هاي مرده كه داشت كفنش رو
مي كشيد رو ساق پاش گفت: حتما عاشق شدي خودت رو انداختي جلوي يه كاميون هيجده چرخ مگه نه؟ دختر پوز خندي زد و جواب داد نه خانوم پسري كه دوستش داشتم اومد خواستگاري بابام موافقت نكرد اون هم خودش رو انداخت زير مترو مگه تو روزنامه ها نخونديد؟ من هم اومدم خونه اونقدر گريه كردم تا اين كه دق كردم و مردم اومدم اين جا، الانه اون پسر تو دوتا قطعه بالاتر چال شده من ميرم از دور نگاهش كنم
اما نمي دونم كجاست نيست . خانوم مسن گفت مگه نگفتي خودكشي كرده؟ دختر گفت بله خانوم خودش رو پرت كرد زير مترو . خانوم مسن جواب داد خب معلومه الان تو تاريكي هستش مياد نگران نباش دخترم .
ببين خانومي عشق چه كارها كه نمي كنه؟ آره خانومي اگه بياي اين جا قبلا كه گفته ام
ما مرده ها اين جا نه مسافت نه زمان داريم هر جا بخواهيم به هر زمان مي تونيم در يك آن بريم، وقتي اومدي اين جا طبقه بالاي قبر جا بجا شدي يه روز محرم ميريم با هم كربلا... باور كن كاري نداره . ميريم به خيمه زينب، دلم مي خواد وقتي علي اصغر را از دست زينب مي گيري و لباي خشكش رو مي بوسي من اون جا باشم ما كه زنده بوديم بچه دار نشديم علي اصغر رااز دستاي خسته زينب بگير. اون بچه صاحب ملكوت بوده .
خداوند خودش ملوكوتش را داده به بچه ها. براش لالايي بخون ،دلم مي خواد ببينم چكار مي كني . به زينب نگاه كن، كنار درب خيمه ايستاده، چشمانش بسوي فرات . بدنبال عباس است و حسين و علي اكبر . نگران است بر مي گردد به علي اصغر كه روي پاهاي تو خوابيده نگاه مي كند، دلم مي خواد صداي لالايي تو در صحراي كربلا بپيچد بخوان خانومي تا بخوابد آن صاحب ملكوت . بخوان خانومي ملكوت در انتظارش نوحه
مي خواند بخوان ....
توكلي