+ نوشته شده در تاریخ جمعه 25 بهمن1387 ساعت 22:13 توسط :
شاهزاده ی زیبا
مطلب را به بالاترین بفرستید:
درباره نویسنده
ای تمام کرشمه ی خورشید! فصل هایم بدون تو سردند روزهایم همیشه تکراری لحظه هایم پر از غم و دردند
ای نگاهت بهشت رستاخیز چشم هایت قیامت محض اند دور صحن مقدس چشمت آسمانی پرنده می گردند کاش این واژه ها رها بودند بین آبی ترین حضور خدا از حوالی چشم های شما یک بغل آسمان می آورند از دو دنیا برایم این کافی است چشم های تو مال من باشند آسمان نذر می کنم! اما چشم های تو بر نمی گردند.....